تو را دادهاند . و اين به نوبهء خود گواهى بر صداقت پيامبر است .
[ 4 ] گواهى ديگر بر آن اين كه پيامبر به راه راست و مستقيم مىرود ، استقامت و راست روى نفس به يارى عقل ، و راست بودن رفتار به مدد شرع و راست بودن گفتار به صداقت و راست بودن كردار به صلاح .
پس چون راههاى رسيدن به پروردگار گم شود ، پيامبر انسان را به سوى خدا به نحوى رهنمايى مىكند كه با فطرت و عقل موافق باشد ؛ و هنگامى كه بنده به مرحلهء شناخت پروردگار برسد ، هيچ شك و ترديدى در درستى و صدق رسالت براى او باقى نمىماند .
هر گاه مذاهب چيزى را فرو گذارند ، پارهاى عقل را كنار نهند و پارهاى بدن را فرو نهند ، بيگمان پيامبر / 95 بر راه درست و مستقيم ميانه مىرود و هيچ يك را به زيان ديگرى فرو نمىگذارد .
هر گاه هواها و اميال مردم را به راست يا چپ گرايش دهد ، تمام فشارهاى اجتماع و اقتصاد و سياست در برابر پايدارى و استوارى پيامبر درهم مىشكند و در برابر استقامت و درست رفتارى او كه با بازى خورشيد و ماه مبارزه مىكند ، متلاشى و نابود مىشود .
در واقع استقامت و درست رفتارى پيامبر و روش او گواه بر اين است كه او از روى وحى سخن مىگويد و از عالم غيب تأييد مىشود .
«
عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
- بر راهى راست . » خدا رسالت را به چه وسيله فرستاده است ؟ و كتاب او چه اسمى را منعكس مىسازد ؟ آيا كتاب دليل صاحب خود نيست ؟
قرآن اسم عزّتى را متجلّى مىسازد كه به معنى توانايى و چيرگى است همان گونه كه نام رحمت و مهربانى نيز هست ، زيرا رحمت پروردگار ما اقتضا مىكند كه بشر را از چنگال گمراهى و شرك نجات دهد .
«
تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ
- از جانب آن پيروزمند مهربان نازل شده است . » از اين آيه الهام مىگيريم كه قرآن دير يا زود مبادى باطل را درهم خواهد