موسى و هارون » « 5 » و نگفت : سلام بر آل نوح ، و نگفت : سلام بر آل ابراهيم ، و نگفت : سلام بر آل موسى و هارون ، ولى گفت : « سلام على آل يس - سلام بر آل يس ، « 6 » يعنى آل محمد ( ص ) » .
مأمون گفت : به تحقيق دانستم و دريافتم كه شرح و بيان اين مطلب در معدن نبوّت است » . « 7 » / 92 شايد شناخت حروف مقطّع در آغاز سورهها كليدهايى براى فهم رازهاى كتاب خدا شمرده شود .
[ 2 ] قسم - از لحاظ اعتبارى - ميان حقيقتى كه بر آن تأكيد مىشود و حقيقتى كه فعلا تأكيد شده است پيوندى برقرار مىكند . وقتى به خداى سبحان سوگند خوردى كه به وعدهء خود وفا مىكنى ، ميان ايمان خود به خدا ، به عنوان حقيقتى ثابت ، و وفاى به وعده كه مىخواهى بر آن تأكيد كنى ، رابطهاى برقرار ساختهاى .
آن جا كه رابطهاى حقيقى ميان دو امر برقرار باشد ، و يكى از آنها گواهى صادق بر دومى باشد ، قسم بليغتر و مؤكّدتر است . و شايد هر چه قسم در قرآن آمده است از اين گونه باشد . مگر نه آن كه قرآن كتابى است حق كه باطل كنندهاى در برابر آن و پس از آن نمىآيد ؟ بدين گونه شايسته است كه همواره در جستجوى چيزى باشيم كه دو طرف قسم را به يكديگر مىپيوندد ، و اين امر بيشتر پيوند حجّت و شهادت است .
اين جا كلام حق به قرآن حكمت آموز بر رسالت پيامبر قسم مىخورد . مگر نه آن كه قرآن بزرگترين گواه بر رسالت اوست ؟ و مگر نه آن كه قرآن معجزهاى است كه شگفتيهاى آن از ميان نمىرود و پايان نمىيابد و همواره تازه است و تا ابد بر زندگى پيشى دارد ؟
هامش
( 5 ) - الصّافات / 120 .
( 6 ) - مأخوذ از آيهء 130 ، سورهء الصّافات .
( 7 ) - نور الثّقلين ، ج 4 ، ص 375 .