دارد از بين برده بلكه براى بسيار پرداختن او به گناهان و پافشارى بر آن كه كمترين اسباب معرفت و شناخت را كه همان شعور باشد از انسانى كه در ژرفاى بىخبرى و گمراهى به سر مىبرد سلب مىكند .
[ 56 ] اين در دنيا ، امّا در آخرت آن جا كه حقايق بر انسان كشف مىشود ، زيرا او به بالاترين مراحل هشيارى و شعور مىرسد ، چيزى نمىماند كه او از حسرت آب شود ، آن گاه كه آنچه را خدا براى مؤمنانى كه از فرصت زندگى دنيا بهره بردهاند ، به عنوان پاداش آماده كرده است ، در حالى كه او از استفاده از اين فرصت گرانبها غافل مانده است ، و نيز هنگامى كه عذابى را كه خدا براى كافران و مشركان و ستمكاران آماده كرده است چنين مىشود .
/ 519 «
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
- تا كسى نگويد : اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى كردم . » با زيادهروى در گناهان و كوتاهى در واجبات و انجام دادن كارهاى نيك . بنا بر اين واجب است كه از فرصت خود در زندگى بهره جوييم ، و به راستى خوشبخت كسى است كه از تجربهء ديگر اندرز گيرد .
پس اگر ديگرى مقصّر از دنيا رفته و در نتيجه هلاك شد و حسرت كشيده ما هنگامى كه هنوز اندرزگيرى سودمند است از وضع او اندرز بگيريم ، زيرا چون مرگ فرا رسد ما نمىتوانيم هيچ چيز از بيش و كم وضع خود را تغيير دهيم .
هنگامى كه انسان پس از مرگ به بالاترين مراحل دانش و آگاهى كه همان علم يقين است مىرسد دامنهء گمراهى و كجروى خود را از حق كشف مىكند .
«
وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ
- و از مسخره كنندگان بودم . » يعنى من از مسخره كنندگانى بودم كه حق و اهل و پيروان آن را به مسخره مىگرفتند .
[ 57 ] خدا مسئوليّت هدايت انسان را بر عهدهء شخص او مىگذارد ، با بهرهجويى از نشانهها و آيات ذات متعال خود ، خواه آنچه در عالم هستى تجلّى