مىگشتم از نيكوكاران مىشدم . » بدين سان قرآن تأكيد بسيار خود را بر اهميّت احسان و نيكوكارى تكرار مىكند ، زيرا احسان والاترين درجهاى است كه انسان بدان مىرسد ، بدين لحاظ كه احسان نمودار بيرون آمدن انسان از خويشتنيها و خواهشهاى خويش به خدمت ديگران است «
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
- و آنان كه از حرص نفس خويش در امان ماندهاند ، هم آنان رستگارند » . « 73 » [ 59 ] پس از اين گريز ، به سياق قرآنى در اين سوره باز مىگرديم تا پاسخ قرآن را بر آن گفتهها كه بر زبان دوزخيان به روز قيامت به تكرار مىگذرد بشنويم .
خداى تعالى گويد :
«
بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِي
- بلى ، آيات من بر تو نازل شد ، » / 521 و در امكان تو بود كه از اين حسرت و سرزنش در گذرى و با زرهى ، و به حق هدايت شوى ، و از فرصت زندگى دنيا بهرهبرى .
«
فَكَذَّبْتَ بِها
- و تو آنها را دروغ شمردى ، » در مرحلهء نخست ، «
وَ اسْتَكْبَرْتَ
- و گردنكشى و خويشتن بزرگى كردى . » در برابر حقّى كه برايت آورده بودند ، در مرحلهء دوّم ، و اين مرحله از خطرناكترين مراحل نافرمانى است .
«
وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ
- و از كافران بودى . » آن گاه كه چيزى را كه برايت آورده بودند به نحو تمام انكار كردى ، و اين مرحلهء سوّم .
[ 60 ] مهمترين چيزى را كه كافران دروغ مىشمارند همان رستاخيز و روز قيامت است ، امرى كه آنها را از تحمّل مسئوليّت دور مىسازد ، و آيا جز كسى كه به روز پاداش ايمان دارد مسئوليّت را تحمّل مىكند ؟
هامش
( 73 ) - التّغابن / 16 .