شايد از همين خاستگاه است كه يادآورى قرآن در مورد اين روز سترگ آمده است .
«
وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ
- در روز قيامت كسانى را كه بر خدا دروغ بستهاند مىبينى . » كسانى را كه گمراهى را شايع كردند و به دروغ بر خدا بستند كه او به كارهاى زشت و ناپسند فرمان مىدهد ، و از بارزترين مصداقهاى عملى دروغ بستن بر خدا آن است كه كسى كه شايسته پيشوايى و رهبرى نيست ادّعاى امامت و پيشوايى كند . و در تفسير اين آيه حديثى است پشت در پشت از سورة بن كليب از ابى جعفر ( ع ) كه گفت : به او گفتم : ( مراد كيست ) از اين گفتهء خداى متعال عزّ و جلّ : «
الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ . . .
- كسانى كه به خدا دروغ بستند . . . تا آخر آيه » حضرتش ( ع ) گفت : « آن كس كه گفت من امام هستم و امام نباشد » گفتم :
و گرچه علوى فاطمى باشد ؟ گفت : « و گرچه / 522 علوى فاطمى باشد » . گفتم : و گرچه از پسران على بن ابى طالب باشد ؟ گفت : « و گرچه از پسران على بن ابى طالب باشد » . « 74 » پس بر انسان واجب كند هيچ چيزى را كه حق ندارد ادّعا نكند ، و گرنه مرتكب حرام شده ، و اگر ادّعاى انسان شناختن علم پزشكى باشد سبب كشتن دهها تن از مردمى مىشود كه نزد او درمان جستهاند ، و اگر ادّعاى او امامت و رسالت به دروغ باشد تمام نظام اقتصادى و سياسى و اجتماعى و فرهنگى را تباه مىكند ، پس بر آدمى واجب است كه از مشكل رياست دوستى دست بكشد و به حق سرسپارد و به اهل آن تسليم شود .
رحمت خدا با تمام گستردگى بىپايانش ، دروغگويان را در برنمىگيرد بلكه آنها روز قيامت به صورتى خوار و خفيف به محشر حاضر مىشوند .
«
وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ
- كه رويشان سياه شده است . » با آثار دروغ و نافرمانيها ، و در نتيجه با گسستن تابش نور خدا بر آنها
هامش
( 74 ) - البرهان ، ج 4 ، ص 82 .