بهشتهايى كه در آن نهرها جارى است . در آن جا جاويدانند و چه نيكو است پاداش نيكوكاران » . « 67 » چون اين آيه بر پيامبر خدا ( ص ) نازل شد ، بيرون آمد در حالى كه آن را تلاوت مىكرد و لبخند مىزد . آن گاه به اصحاب خود گفت : چه كسى مرا بدان جوان توبه كار راهنمايى مىكند ؟ معاذ عرض كرد : اى پيامبر خدا به ما خبر دادهاند كه وى در جايى به فلان و فلان نشانى است . پس پيامبر خدا ( ص ) با اصحابش روانه شدند تا بدان كوه رسيدند و در جستجوى آن جوان بر آن كوه بالا رفتند ، ناگاه جوان را ديدند كه ميان دو تخته سنگ دستهاى خود را به زنجير بر گردن بسته و به پا ايستاده و چهرهاش سياه شده و پلكهاى چشمش از فرط گريه فرو افتاده است ، و مىگويد : سرورم آفرينشم را نيكو ساختى و چهرهام را زيبا كردى ، كاش مىدانستم بر من چه مىپسندى ، آيا مرا در آتش مىسوزانى يا در كنار خود جايم مىدهى ؟
بار خدايا ، راستى را كه تو به من بسيار احسان كردى و نعمت بخشيدى ، كاش مىدانستم كه سرانجام من چه مىشود ؟ به بهشتم مىكشانى يا به دوزخم مىرانى ؟
بار خدايا ، به راستى كه خطاى من از آسمانها و زمين و از كرسى پهناور و عرش عظيم تو بزرگتر است ، كاش مىدانستم خطايم را مىآمرزى يا به قيامتم بدان رسوا مىكنى ؟ و هم چنان سخنانى نزديك به اين مىگفت و مىگريست و خاك بر سر مىريخت . پس پيامبر خدا ( ص ) به دو نزديك شد و دستهايش را از گردنش بگشود و خاك را از سرش بزدود و گفت : اى بهلول ! مژده باد تو را كه آزاد شدهء خدا از دوزخى ، سپس حضرتش ( ص ) به اصحاب خود گفت : اين چنين گناهان را جبران كنيد كه بهلول آنها را جبران كرد ، سپس حضرتش ( ص ) آنچه را خداى عزّ و جلّ دربارهء او نازل كرده بود تلاوت كرد و او را به بهشت مژده داد .
/ 516 و از خود مىپرسيم : پس از اين آيا براى ما درست است كه در رحمت خدا را با نوميدى بر خود ببنديم ؟
و پس از آن كه خدا درى فراخ از رحمت خود بر گناهكاران گشوده ، كه
هامش
( 67 ) - آل عمران / 136 .