از نسبت دادن شريك به دو يا از برگرفتن فرزند حتّى از ميان آفريدگان برگزيدهاش .
«
هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ
- اوست خداى يكتا . » پس تجزيه نمىشود ، به اضافه كردن يا به تنزّل يا به حلول ، و در خورشيد و ماه و ستارگان و بيابان و كوه و درخت و دريا و جانداران ، چنان كه گمراهانى از طرفداران وحدت وجود ادّعا كردهاند ، تجلّى نمىكند .
« در گيراگير جنگ جمل اعرابى نزد امام امير المؤمنين آمد و گفت : اى امير مؤمنان آيا تو مىگويى كه خدا يكتاست ؟
مردم به دو اعتراض كردند و گفتند : اى اعرابى چه وقت اين پرسش است مگر نمىبينى كه امير المؤمنين در چه وصفى است كه بايد به چند جا دل بدهد ؟
امير المؤمنين گفت : او را به حال خود گذاريد ، زيرا آنچه اين اعرابى مىخواهد همان چيزى است كه ما آن را از اين قوم مىخواهيم ( يعنى ما در درياى جنگ براى بيان همين بينشها شنا مىكنيم ) .
/ 433 سپس گفت : اى اعرابى در گفتن « خدا يكتاست » سخن بر چهار گونه است : دو گونهء آن بر خدا نارواست و دو گونهء آن درست است ، امّا آن دو صورت كه بر او روا نيست اين است كه گوينده بگويد « يك » و مرادش عدد يك باشد ، كه اين روا نيست ، زيرا آنچه دومى ندارد در باب اعداد داخل نمىشود ، نمىبينى كه آن كس كه گفت « سوّمين سه تن » كفر ورزيد ؟ و گفتهء گويندهاى كه بگويد او يكى از مردم است و مرادش نوع از جنس باشد ، اين نيز روا نيست ، زيرا چنين بيانى تشبيه است و پروردگار ما شكوهمندتر از آن است ( كه تشبيه به چيزى يا كسى شود ) .
اما دو گونهاى كه رواست آن است كه گوينده بگويد : او يكتاست و در ميان چيزها شبيهى ندارد ، پروردگار ما چنين است ، و گفتهء گويندهاى كه بگويد :
به راستى او عزّ و جلّ يگانه در معنى است ، يعنى او در وجود و عقل و وهم تقسيمپذير