تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
حسب مقياسهايى محدود و معيّن ، پس پيامبر هيچ اجازهء شفاعت براى گناهكاران مصرّ يا كافران ندارد . خدا در يكى از آيات انديشهء شفاعت را خلاصه مىكند و گويد : «
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً
- هيچ پيامبرى را نفرستاديم جز آن كه ديگران به امر خدا بايد مطيع او شوند . و اگر به هنگامى كه مرتكب گناهى شدند نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پيامبر برايشان آمرزش خواسته بود ، خدا را توبه پذير و مهربان مىيافتند » . « 7 » دعاهايى كه پاره‌اى از فرقه‌ها هنگام طواف خود پيرامون كعبه مىخوانند خطاست كه مىگويند : « بيامرز ! بيامرز ! اگر نيامرزيده‌اى حتما بيامرز » ، زيرا هيچ كس هيچ چيز را بر خداى سبحان حتمى نمىسازد . [ 5 ] پيش از اين ، در آيهء سوم تفسير اين گفتهء خداى سبحان را آورديم كه گويد : «
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ
- آگاه باش كه دين خالص از آن خداست » و گفتيم كه اشاره به سنّتها و قوانينى مىكند كه به تدبير و چيرگى مطلق و ارادهء خدا بر آفريدگان حكومت مىكند ، و خدا آن را بدين گفتهء خود توضيح مىدهد : «
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ
- آسمانها و زمين را به حقّ بيافريد . » پيداست كه خداى سبحان پس از نفى عقايدى كه مشركان بدان متشبّث مىشوند ، و نفى فرزند داشتن براى خود ، و اين كه هيچ يك از شريكان برساخته مشركان را به دو نزديك نمىسازند ما را يادآور ذات متعال خود مىشود زيرا به راستى شناخت حقيقى خدا خود ضامن نفى عقايد باطل و زدودن اوهام و پندارهاى بشرى است كه همه زاييدهء جهل نسبت به آفريدگار است . شايد اشاره به « حقّ » در اين جا براى بيان آن است كه آرزوهاى مردم در مورد شفاعت باطل / 435 سراب است ، زيرا اساس آفرينش همان حقّ است ، و به راستى كسى به پاداش نيك و كمال با آرزو و گمان و پندار يا شفاعت باطل دست
هامش
( 7 ) - النساء / 64 .