انداختهاند بىآن كه خداوارها را بر ايشان قدرتى مطلق باشد يا خداى سبحان فرمان به پرستش آنها داده باشد .
از كلمهء « أولياء - دوستداران » در مىيابيم كه آن كسان آن خداوارها را دوست داشتند و از آنها پيروى مىكردند و به آنها نزديكى مىجستند .
/ 429 ضمير در كلمهء « نعبدهم - ايشان را مىپرستيم » مىرساند كه آن اولياء داراى عقلند ، در حالى كه مىبينيم بعضى ديگر از مردم بتهايى را مىپرستند كه عقل ندارد . براى چه ؟ شايد براى آن كه آن بتها نيز - در باور و پندار آنان - مظهر نيروهاى عاقلند ، همچون فرشتگان و پيامبران يا اولياء صالح ، و اين مطلب از حديث زير معلوم مىشود :
« پيامبر خدا ( ص ) روى به مشركان عرب كرد و گفت : « چرا شما اين بتها را به جاى خدا به پرستش گرفتيد ؟ » گفتند : ما بدين وسيله به خداى تعالى نزديكى مىجوييم .
پس به آنان گفت : آيا اين بتها شنوا و فرمانبردار پروردگار خود هستند و براى او عبادت مىكنند كه شما با بزرگداشتشان به خداى تعالى نزديك شويد ؟
گفتند : نه .
گفت : پس اين شماييد كه آنها را با دستهاى خود تراشيدهايد ؟ گفتند :
آرى .
گفت : پس اگر براى اين بتها روا مىبود كه عبادت كنند شايستهتر آن بود كه آنها شما را عبادت مىكردند تا شما آنها را ، و بنا بر اين كسى كه به مصالح شما و عواقبتان آگاه است و در اختلافاتى كه داريد حكم مىكند به شما امر نكرده است كه اين بتها را بزرگ داريد .
( راوى ) گويد : چون پيامبر ( ص ) اين سخن را گفت ، آنها با يكديگر به اختلاف در آمدند ، برخى گفتند : در واقع خدا در كالبدهاى مردانى كه بدين شكلها بودهاند حلول كرده و ما اين صورتها را تصوير كردهايم و بزرگ مىداريم تا آن صورتهايى را كه پروردگارمان در آنها حلول كرده بزرگ داشته باشيم .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 419
مساهمون: احمد آرام
ص٤١٩