تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
فشارهاى شخصى و اجتماعى قانونگذارى كنيم ، زيرا دين ناب و خالص ( بى مشاركت هيچ كس و هيچ عاملى ) تنها و تنها از آن خداست . «
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ
- هلا ، آگاه باش كه دين خالص از آن خداست . » پس سيادت و حاكميت مطلق بر آفريدگان تنها از آن خداست ، بنا بر اين واجب است كه عبادت و بندگى نيز تنها براى او باشد . به يقين خداست كه بر هستى هيمنه و تسلّط مطلق دارد و به نيروى خود نظامها و قوانين را به صورتى معجزه‌آسا مىگرداند و مىگذارند ، و هيچ كسى در اين كار با او مشاركت ندارد ، زيرا پروردگار چيزى را به ممارست و با اندامها و ابزارها انجام نمىدهد «
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
- چون بخواهد چيزى را بيافريند ، فرمانش اين است كه مىگويد : موجود شود ! پس موجود مىشود » . « 2 » در اين صورت چرا بعضى به خدا شرك مىورزند ، آيا معتقدند كه خدا را در كار شريكى است ؟ هرگز . . . آنها براى خدا شريك مىسازند زيرا معتقدند كه اين شريكان راههاى وصول به خدايند . «
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
- و آنان كه سواى او ديگرى را به خدايى گرفتند ، گفتند : اينان را از آن رو مىپرستيم تا وسيلهء نزديكى ما به خداى يكتا شوند . » نفى و استثناء دليل حصر ( و منحصر بودن چيزى ) است ، و در صورتى كه هدف آنها رسيدن به خداست چرا راهى را برمىگزينند كه خدا خود بدان فرمان نداده است ؟ ! از جملهء « اتّخذوا من دونه - سواى او را به خدايى گرفتند » ، در مىيابيم كه آنها خود كسانى هستند كه خداوارها را ساخته و بر آنها زنگ و هالهء تقديس
هامش
( 2 ) - يس / 82 .