تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
بهشت برون برد . فرمان خدا براى مردم آسمان و زمين يكى است ، و هيچ يك از آفريدگان خدا را در حلال شمردن چيزى كه حرام دانسته ، رخصتى نيست » . « 76 » كجروى ابليس به جبر از سوى خدا نبود بلكه به اختيار شخص ابليس بود ، و از گفت و گويى كه ميان خدا و او گذشته آشكار مىشود كه خداى تعالى خواسته او را هدايت كند و در اين باب به دو بيشتر سخن گفته است ، و اين در قرآن و رسالتهاى ديگر الهى اساس و پايه است ، زيرا فلسفه‌هاى قديم و جديد همه به جبر معتقدند ، و اين كه شرّ از جانب خداست - بس منزه و والاتر از آن چيزى است كه اينان توصيفش كنند - يا از سوى خدايى كه در رأى با او مخالف است ، ولى در قدرت مساوى است ، و اين دوگانه شناسى بدين يا بدان صورت ، در تمام فلسفه‌ها چون فلسفهء كمونيسم كه معتقد به دوگانگى حتميّت تاريخى ( جبر تاريخ ) است يا فلسفهء فرويد كه معتقد به دوگانگى جنسيّت است و ديگران وجود دارد . اين عقيدهء منحرف فلسفى به بسيارى از كتابهاى اديان راه يافته است ولى اين آيات و بسيارى آيات ديگر كه در اين موضوع با آنها برخورد مىكند روشن مىسازد كه ابليس در چارچوب قضا و قدر خدا آزاد بود ، پس او قادر نبود در برابر ارادهء الهى ايستادگى كند در صورتى كه خدا چنان مىخواست ، ولى از سوى ديگر تأكيد مىكند كه خداى تعالى او را مجبور به نافرمانى و گمراهى نكرد ، بلكه به دو مهلت داد و در اين امر براى اقامهء دليل با او به گفت و گو پرداخت شايد او را به حق راهى نمايد . [ 77 - 78 ] چون شيطان رد كرد و بر نافرمانى خود و نازيدن باطل به عنصريّت خويش پاى فشرد ، خدا او را از شمول رحمت خود دور راند و اعتبارى را كه پيش از آن به دو عطا كرده بود از او باز پس گرفت . / 410 «
قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ
- گفت : از اين جا بيرون شو كه تو مطرودى . » و رجيم همان مطرود است كه اميدى به بازگشت او نباشد ، و شايد اندك
هامش
( 76 ) - نهج البلاغة ، خ 191 ، ص 285 ؛ ترجمهء دكتر شهيدى ، خطبه 192 ، ص 210 - 211 .