چپى ندارد يا چنان كه در حديث آمده : « هر دو دست او دست راست است » و در حديثى از امام رضا ( ع ) آمده است :
« يعنى به قدرت خود و به قوّت خود » . « 74 » و تعبير دو دست كنايه از تمام قوت و قدرتى است كه از آفرينش آدم تجلّى كرد .
«
أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ
- آيا بزرگى فروختى يا مقامى ارجمند داشتى ؟ » آيا سبب آن بود كه تو فقط براى بزرگى فروشى و بىهيچ سبب واقعى تكبّر ورزيدى ، يا اين كه / 407 اكنون خود را شايستهء آن مىدانى كه سجود نكنى و فراتر از فرمان خدا باشى ؟
بعضى گفتهاند معنايش اين است كه : آيا اكنون بزرگى فروختى يا همواره از والايان بودهاى ؟
[ 76 ] در واقع سجده نكردن ابليس به خاطر بزرگى فروشى او بود ، و گرنه جوهر او با آدم تفاوتى نداشت چه او هم آفريدهاى مثل وى بود ، و آفريده را حقّ آن نيست كه فرمان آفريدگار را رد كند ، ولى ابليس خود را متمايز شمرد ، و سببش آن بود كه از مقياسهاى شيء ( ابژكتيف ) پيروى كرد نه از مقياسهاى ارزشى كه به برترى آتش بر گل منجر شد ، و به عنصر و ذات خود باليد ، و سجود به آدم و فرمانبردارى از خداى سبحان را رد كرد ، و اين دلالت بر بطلان قياس به طور عموم دارد ، زيرا ارزش هر چيز به خود آن چيز نيست بلكه به آن ارزش و اعتبارى است كه پروردگار به دو مىدهد ، پس نماز معراج مؤمن است از آن رو كه خدا چنانش قرار داده ، و حج جهاد ضعيفان ( از جنگ ) است زيرا خدا آن را چنين تشريع كرده ، و پيامبران جانشينان خدايند زيرا خدا رسالتهاى خود را بر عهدهء ايشان نهاده و آنان را پيشوايان و راهنمايان ساخته است .
هامش
( 74 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 472 .