نسبت به خدا به مقام فرشتگان راه يافته بود ، پس فرشتگان او كه ( ابليس هم ) در شمول آنها مأمور به سجود مىشود اعتبارى هستند نه ذاتى ، و پيداست كه متعلّق گفته او : «
إِذْ قالَ رَبُّكَ
- چون پروردگارت گفت » همان گفتهء او در آيهء پيشين است كه فرمود : «
إِذْ يَخْتَصِمُونَ
- هنگامى كه با يكديگر جدال مىكردند » .
/ 404 و از آن جا كه اصل آفرينش بشر از گل است روا نيست كه مردم بر يكديگر تفاخر كنند ، همان گونه كه روا نيست كسى به خود فخر كند ، آيا كسى كه اصل او گل باشد فخرى دارد ؟ ! گل در نزد ما نوع بشر از پستترين عناصر و كم ارزشترين و كم بهاترين آنهاست ، و مردم همه از گل آفريده شدهاند پس روا نيست كه به جاى خدا يكديگر ، همچون پادشاهان را پروردگاران خود بگيرند ، و نيز روا نيست كه بر يكديگر رنگ خدايى زنند چنان كه نصارى با پسر مريم ( عليهما السلام ) كردند .
[ 72 ] پروردگار ما فرشتگان را بدانچه آغاز كرده بود تنها از آن روى آگاه نساخت كه آگاهى تازه به اطّلاعاتشان بيفزايد بلكه براى آن بود كه به آنان بفرمايد به دو ( ع ) سجود كنند .
«
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
- چون تمامش كردم و در آن از روح خود دميدم . » فرمان سجود پيوسته به حالت تمام شدن و دميدن روح در بشر است ، و اين بر حسب ظاهر كمال آفرينش است كه اين رسانندهء اين نكته است كه سجود فرشتگان ( كه ضمنا دلالت بر تسخير طبيعتى دارد كه فرشتگان بر آن گماشته شدهاند ) « 72 » منوط به كمال انسان است ، پس هر چه بشر در مراتب علم و اراده و ايمان و تقوى فراتر رود به همان نسبت آفريدگان بيش و بيشتر رام او مىشوند . آيا ديدى كه چگونه خدا كوهها و پرندگان را براى داود و باد را براى سليمان تسخير كرد و رامشان ساخت ؟
هامش
( 72 ) - بنگر به تفسير سورهء بقره آيهء 34 .