تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
فروخت و از كافران شد . » ابليس سجده‌هايى دراز مدت به درگاه خدا مىكرد كه شايد بعضى از آنها چهار هزار سال طول مىكشيد ، و به خدا پيشنهاد كرد كه به جاى چند لحظه سجده به آدم سجده‌اى طولانى به درگاه خدا گزارد ، و خدا درخواست او را رد كرد ، چرا اين پيشنهاد ؟ و چرا آن رد ؟ نخست : سجود به آدم به فرمان خدا - اين مشتى گل چسبناك كه ابليس او را تحقير مىكند - همان معيار سنجش فروتنى نسبت به خداست و تنها افتادن بر زمين به نام سجود براى خدا نيست ، شايد سجده‌گزار / 406 خويشتنيهاى خويش را مىستايد ، و آنچه مىكند از روى ريا باشد ، و جز خودخواهى او را نيفزايد . و بدين سان است كه ما بشر را نماز و روزه به صورت عام و كلّى سودى نمىرساند در حالى كه به كسانى كه خدا فرموده سرنسپاريم و تسليم جانشينان او در زمين نگرديم . و از اين روست كه ولايت قلّهء ديانت و ستون شريعت بزرگترين چيزى است كه در روز قيامت در ترازوى بنده قرار مىگيرد ، زيرا ولايت در حقيقت همان توحيد ناب است . دوم : چون ابليس به آدم سجده نكرد بزرگى فروش شناخته شد ، و به كافران ملحق گشت ، با آن كه به خدا ايمان داشت ، امّا ايمان او به درجهء توحيد نرسيده بود زيرا تا پيش از آن به شخص خود و به عنصر آتشين خويشتن ايمان مىورزيد ، از اين رو چنان ايمان و سجده‌هاى طولانيش سودى به دو نرسانيد . [ 75 ] پس پروردگار جهانيان از او پرسيد : «
قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
- گفت : اى ابليس چه چيز تو را از سجده كردن در برابر آنچه من با دو دست خود آفريده‌ام منع كرد ؟ » مفسّران را در تفسير كلمهء « بيدىّ - به دو دست خود » تفسيرهاى بسيار است ، امّا تفسيرى كه - به نظر من - به روند مطلب نزديكتر است اين است كه مراد همانا قدرت است ، گرچه افزوده است « بيدىّ » زيرا خداى سبحان راست و