[ 45 ] پس از آن كه روند آيات داستان ايوب و بردبارى و پايدارى او را در برابر تمام فشارها به پايان مىبرد ، اين داستان را وسيلهاى براى يادآورى از بعضى از پيامبران و انديشيدن در تاريخ ايشان براى عبرت آموزى و درس گرفتن از آن تاريخ قرار مىدهد ، زيرا از پيروان رسالتها چنين مىسزد كه به تاريخ رهبران خويش و برادران خود كه پيش از ايشان بودهاند بنگرند و رنجها و پايداريهاى ايشان را در راه خدا ملاحظه و مطالعه كنند ، زيرا اين نگرش ايمان آنان را به خط رسالتى خود و اعتماد به خويشتن و تحرّك و پايدارى بر خط و راه درست را مىافزايد .
«
وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ
- بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب آن مردان قدرتمند و با بصيرت را ياد كن . » آنچه انسان براى رسيدن به كمال نيازمند آن است قدرت و رؤيت يا توانايى و بينايى است ، و با قدرت خود آنچه را مىبيند تحقق مىبخشد . به نظر مىرسد كه ظاهر اين آيه بر وجود دستها ( مظهر قدرت ) و ديدهها ( مظهر ديدن ) در پيامبران دلالت دارد ، امّا مراد و باطن آن قوّت در ايمان و بينايى در دين است ، و در حديث منقول از امام باقر - عليه السلام - چنين آمده است كه گفت :
« صاحبان قوّت در عبادت و بينش در آن » . « 53 » شايان ملاحظه است كه پروردگار ما در اين جا تنها به دعوت به يادآورى آن بزرگان اكتفاء مىكند ، بى آن كه صحنههايى از زندگى ايشان را بر ما عرضه بدارد كه از آنها عبرت گيريم ، و همچنين است در مواردى بسيار از قرآن ، و اين امر را دلايلى است :
/ 381 نخست : همان صرف تذكر رسالتى به آن كه پيوسته و وابسته به خطّى است كه در آن چنان بزرگانى وجود دارند كه تاريخ مجد و بزرگوارى بشريّت را بنياد نهادهاند ، خود امرى بسيار سودمند است كه به انسان ايمان و اعتماد و پايدارى مىبخشد ، بر رغم تمام عوامل و شرايط مخالف و معارض ، آن گاه كه مؤمن
هامش
( 53 ) - همان مأخذ ، ص 467 .