تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
كشاورزى او چيره كن ، فرمود : هر آينه كردم . آن گاه ابليس با شيطانهاى همراه خود بيامد و در كشت او دميد و آن را بسوزانيد ، امّا ايّوب به سپاس و ستايش به خدا در افزود . پس ( ابليس ) گفت : پروردگارا مرا به گوسفندانش چيرگى ده ، / 378 پس خدا او را بر گوسفندان ايّوب چيره ساخت و او نيز آنها را هلاك كرد ، امّا ايّوب به سپاس و ستايش به خدا در افزود ، آن گاه ابليس گفت : پروردگارا مرا بر پيكر او چيرگى ده ، پس او را بر پيكر وى ، جز عقل و ديدگانش ، چيره ساخت ، آن گاه ابليس در پيكر او دميد و از سر تا پاى او زخم شد ، ايّوب روزگارى دراز در اين حال بماند و خدا را سپاس مىداشت و ستايش مىكرد ، تا در پيكرش كرم افتاد ، و چون كرمى از پيكرش بيرون مىآمد وى آن را به جاى خود باز مىگرداند و مىگفت : به جاى خود كه خدايت از آن جا آفريده است بازگرد ، و بويناك شد ، تا آن جا كه اهل شهر او را از آبادى بيرون كردند و به خاركوبه دانييى در بيرون شهر افكندند ، و همسرش رحمه دختر يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم - صلوات اللَّه عليهم و عليها - از مردم صدقه مىگرفت و آنچه مىيافت براى او مىآورد . ( راوى ) گويد : چون اين بلا بر ايّوب به درازا كشيد و ابليس صبر او را بديد ، ياران او را كه در كوه‌ها راهب بودند بياورد » . تا اين جا ابليس ايّوب ( ع ) را پىگيرى مىكند تا او را بدين يا آن طريق بفريبد ، و چون ابليس دانست كه نمىتواند با ربودن مال و خانواده و تندرستى ايّوب در نفس او تأثيرى بگذارد اين بار كوشيد تا از طريق ياران ايّوب بر او تأثير گذارد ، و از خلال اين حديث معلوم مىشود كه ياران بد در انسان از ديگر عوامل و روابط مؤثرترند . « و به آنان گفت : بياييد با هم بر اين بندهء گرفتار بگذريم و از او دربارهء بلايش بپرسيم ، پس بر استرى سياه نشستند و آمدند ، چون به دو نزديك شدند استرشان از بوى بد او نفرت كرد و دور شد و آنان به يكديگر نگريستند » آنان از وضع بيمارى و گرفتارى او جويا شدند و در اسباب آن شك كردند ، و اين از طبيعت انسان است كه چون شخصى را مبتلا ببيند معتقد مىشود كه او به سبب گناهانى كه مرتكب
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 369 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي