« پس خوشهاى خرما شامل يكصد رشته به دست گرفت و زنش را بدان يك ضربه بزد و از سوگند خود بيرون شد » . « 50 » فقيهان از تفسير اين آيهء كريم و احاديث ديگر حدّ شرعى را استفاده كرده و دربارهء آن گفتهاند كه اگر زناكار چندان بيمار باشد كه بدنش تحمّل تازيانه خوردن نداشته باشد ، او را بدين روش يكصد تازيانه ( همزمان و خفيف ) مىزنند و حدّ متعارف از او ساقط مىشود . و در خبر است كه مردى فراخ شكم را كه دچار آماس شكم شده و شكمش آب آورده و رگهاى رانهايش بيرون زده بود و با زنى بيمار زنا كرده بود ، نزد پيامبر ( ص ) آوردند . پيامبر خدا ( ص ) فرمود شاخهاى نخل آوردند كه در آن يكصد سرشاخهء خوشه بود و با آن ضربهاى بر مرد و ضربهاى بر زن نواخت و هر دو را آزاد ساخت » . « 51 » و الحبن ( استسقا ) مرضى است در شكم كه شكم به سبب آن بزرگ مىشود و ورم مىكند .
پس از آن كه خدا به ايّوب ( ع ) امر كرد كه به گونهاى كه گذشت براى اداى تعهّدى كه بر خود كرده بود همسرش را بزند ، ضرورت التزامهايى را كه مؤمن در برابر خداى خود متعهّد مىشود به دو تأكيد كرد و گفت :
«
وَ لا تَحْنَثْ
- و سوگند خود را مشكن . » يعنى با ترك وفاى به سوگند و مخالفت با آن به باطل مگراى ، زيرا انسان مؤمن را مىسزد كه به التزامها و عهدهايى كه با پروردگارش بر خود نهاده است وفا كند . بسيارى از مردم وقتى بيمار يا گرفتار دشواريهايى مىشوند ، از خدا به دعا مىخواهند كه به آنان يارى دهد و مشكلشان را از دوششان برگيرد ولى به محض آن كه بهبود يافتند يا دشواريهايشان پايان يافت نذرها و تعهّدهاى خود را از ياد مىبرند .
وانگهى بر انسان واجب است كه چيزى را كه نمىتواند بپردازد تعهّد نكند تا گناه شكستن توبه دامنگيرش نشود . مردى را كه نذر كرده بود / 377 پيلوارى نان در راه خدا
هامش
( 50 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 466 .
( 51 ) - همان مأخذ ، شمارهء 71 .