تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
صدقه دهد نزد على ( ع ) آوردند ، حضرتش او را براند ، و آن مرد نيز عهد كرد كه ديگر بار چنان نكند . پروردگار ما ، پس از آن بيان ، پيامبر خود ايّوب ( ع ) را با توجه به امورى در شخصيت او مىستايد : يكم : صبر او ، چه خدا او را عرضهء گونه‌گون گرفتاريها و آزمونها ساخت و او پايدارى و بردبارى كرد . «
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً
- همانا ، ما او را بنده‌اى صابر يافتيم . » دوم : ناب بودن او در عبادت و توبهء خويش ، چندان كه بلا او را وادار نكرد كه به خدا كفر ورزد ، يا به ستايش كسى جز او ، از شريكان دروغين و برساخته پردازد . «
نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
- او كه همواره روى به درگاه ما داشت ، چه نيكو بنده‌اى بود . » هر چه بلايش فزونى مىگرفت بيشتر به خدا روى مىآورد و به دو نزديكتر مىشد . در تفسير قمى آمده است : پدرم از ابن فضّال ، از عبد اللَّه بن بحر ، از ابن مسكان ، از ابى بصير ، از ابى عبد اللَّه ( ع ) مرا حديث كرد و گفت : دربارهء بليّهء ايّوب كه در دنيا بدان گرفتار شد پرسيدم كه علّت آن چه بود ؟ گفت : « به سبب نعمتى كه خداى عزّ و جلّ در دنيا به دو بخشيد و او هم شكر آن نعمت را به جاى آورد ، امّا در آن زمان آنچه در زير عرش مىگذشت بر ابليس پوشيده نبود ، چون ابليس فرا رفت و شكر نعمت ايوب ( ع ) را بديد بر او حسد ورزيد ، و گفت : پروردگارا ايّوب جز بدين سبب اين نعمت را شكر نمىگذارد كه تو چندين نعمت را در دنيا به دو ارزانى داشته‌اى ، امّا اگر او را در دنيا محروم سازى هرگز شكر نعمتى نخواهد گزارد ، او را گفتند : تو را بر دارايى و فرزندانش چيره كرديم ، ( راوى ) گويد : ابليس فرود آمد و از دارايى و فرزندان او چيزى باقى نگذاشت ، امّا ايّوب به سپاس و ستايش به خدا در افزود ، ابليس گفت : پروردگارا ، پس مرا بر