تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
به دو نزديك نمىشد جز رحمه ( همسرش ) كه با گردآورى صدقه با او صبر كرد ، و براى او خوراك مىآورد و چون او خدا را حمد مىكرد وى نيز به حمد خداى تعالى مىپرداخت ، و ايّوب با چنين وضعى لحظه‌اى از ياد خدا و ثناگويى بر او و شكيبايى بر آنچه بدان مبتلا شده بود غافل نماند . آن گاه دشمن خدا ، شيطان كه از صبر ايّوب بىتاب شده بود فريادى سخت بركشيد كه تمام سپاهيانش را از اطراف زمين گردآورد ، و چون نزد او جمع شدند گفتند : چه چيزى اندوهگينت كرد ؟ گفت : اين بنده‌اى كه از خدا خواستم تا مرا بر دارايى و فرزندانش چيره سازد مرا به ستوه آورد ، من مال و فرزندى براى او باقى نگذاشتم ولى با وجود آن او جز بر صبر و ثنا بر خداى تعالى نيفزود ، سپس بر پيكرش چيره شدم و زخمى در او به جاى نهادم كه او را به خاكروبه‌دان بنى اسراييل افكند و هيچ كس جز زنش به دو نزديك نمىشود . هر آينه من نزد پروردگارم رسوا شدم و به شما ناليدم تا مرا ضدّ او يارى دهيد . به او گفتند : مكر و نيرنگ تو چه شد ؟ و دانشت كه بدان گذشتگان را هلاك كرده‌اى كجا رفت ؟ گفت : تمام آنها در كار ايّوب باطل و بىاثر شد ، پس مرا مشورت دهيد ، گفتند : به مشورت به تو مىگوييم : هنگامى كه آدم را از بهشت بيرون كشاندى از چه راهى با او در آمدى ؟ گفت : از طريق زنش ، گفتند پس بر ايّوب نيز از طريق زنش عمل كن زيرا او / 375 نمىتواند در حالى كه كسى جز اين زن به او نزديك نمىشود ، از وى نافرمانى كند ، گفت : درست گفتيد . پس به راه افتاد تا به زن او كه صدقه گرد مىآورد برسيد ، آن گاه به صورت مردى بر وى ظاهر شد و گفت : اى كنيز خدا ، شوهرت كجاست ؟ گفت : زخمهايش او را مىآزارد و مىخاراند و حشرات در پيكرش به رفت و آمدند . چون شيطان اين را از آن زن بشنيد طمع كرد سخنى گويد كه او را بىتاب سازد پس در او به وسوسه دميد و او را يادآور نعمتها و مالى كه پيشتر داشت شد و زيبايى و جوانى ايّوب را به خاطرش آورد و نيز وضع زيانبار حال او را يادآور شد و گفت كه اين وضع هيچ گاه از ايشان جدا نخواهد شد . حسن گفت : آن گاه آن زن بانگى برآورد و چون بانگ برآورد شيطان دانست كه بىتاب شده است از اين رو برّه‌اى آورد و گفت : ايّوب بايد اين را براى