تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
دومين فايده به تمام اهل رسالت و خردمندان مىرسد كه در عبرت گيرى و درسهايى نمودار مىشود كه اين داستان آنها را بر جاى نهاده است . «
وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
- و براى خردمندان اندرزى . » مهمترين درسى كه از اين آيات مستفاد مىشود اين است كه در برابر دشواريها و فشارهاى زندگى تن به فرار ندهيم ، هر چه انسان پيش خود و در درون خويش نيرومند بماند ، و با آثار نفسانى و روانى دشواريها و مشكلات مقاومت ورزد ، از مشكلات تأثير نمىپذيرد . و براى آن كه چنين امرى براى او ممكن شود واجب است كه پيوندش با زندگى و آنچه در آن است بر اين پايه استوار باشد كه اينها همه وسيله است ، نه پيوند ابژكتيف و ذاتى بدين لحاظ كه خود هدف است ، و اگر وى از راهى به هدفها و آرزو جوييهاى خود نرسد از راهى ديگر به زودى بر آنها دست خواهد يافت . / 374 پس اگر وسيلهء خود را از دست داد يا در راه خود ناكام شد بر هدف و اراده و قصد خود باقى بماند ، زيرا حتما با كوشش و پويايى و پايدارى خود به بهتر و بيشتر از آنچه از دست داده يا در نوبتهاى گذشته در رسيدن و تحقق بخشيدن بدانها ناكام شده خواهد رسيد و كامياب مىشود . بنا بر اين اگر به شكستها و ناكاميهايى كه در زندگى بر او گذشته نظرى سوبژكتيف ( موضوعى ) كند اين نگرش نيرو و پايدارى او را ضد شكستها و گريزها مىافزايد و پافشارى او را براى رام كردن زندگى به گونه‌اى بهتر و در پرتو تجربه‌هاى گذشته افزونتر مىسازد . اين ايّوب ( ع ) است كه هر چه خيل بلايش انبوهتر مىشود بر خطّ خود بيشتر پافشارى مىكند ، بى آن كه به وسوسه‌هاى شيطان كه به هدف ناتوان ساختن ارادهء او و چيرگى برايمان و تقوايش صورت مىگيرد گوش فرا دهد . اين روايت را كه علّامه مجلسى در كتاب بحار الانوار خود نقل كرده بخوانيم . گويد : حسن ( بصرى ) گفت : « ايّوب هفت سال و چند ماه بر خاكروبه دانى در مزبله‌اى از آن بنى اسراييل كه جانوران در آن رفت و آمد مىكردند بماند ، و وهب گفت : ايّوب خوره نداشت بلكه از پيكر او دملهايى به اندازهء پستان زنان بيرون آمد و سپس به چرك نشست ، حسن گفت : براى او مال و فرزند و دوستى نماند و كسى