اختصاص دهد كه در ياد نسلهاى آينده ادامه يابد ، مگر اين كه انسان به وجود فرزندانش و بدانچه اختصاص به دو دارد استمرار مىيابد ، از اين رو از خدا ملكى خواست كه به كسى نداده است و سزاوار كسى ديگر نباشد ، و بالفعل خدا او را به رام كردن جنّ و باد و پرنده ويژگى داد ، چنان كه آيات آينده تقرير مىكند ، و به اسم اعظم اختصاصش داد ، چنان كه در آيات ديگر مىخوانيم . « 38 » امّا ملك براى خود ملك و به منظور لذّت زندگى دنيا نبود ، بلكه مرادش آن بود كه به وسيله ملك و چيرگى و كشوردارى حكومت خدا را در زمين برپاى دارد تا وضع موجود شرك سياسى / 361 و اجتماعى و جز آن دو را از ميان ببرد و مستضعفان را به حق رهنمون شود ، و چه آرزوخواهيى بزرگتر از اين آرزو طلبى ؟ ! در واقع سليمان مىدانست كه پيامبر است و بر حق مىرود ، از اين رو براى تحقق بخشيدن به هدفهاى رسالت خود از خدا درخواست ملك و قوّت كرد . و هر كس زندگى او را مطالعه كند آن را جهادى براى برافراشتن كلمهء اللَّه مىيابد ، و شايد اشاره به اسبهاى نيكوى نژاده در اين سورهء مبارك ما را بدين حقيقت رهنمون باشد . و در سورهء النّمل آن جا كه داستان به اسلام آوردن بلقيس و قوم وى مىانجامد تصويرى از زندگى سرشار از جهاد سليمان آمده است .
سوّمين شرط از آداب دعا اين است كه به حمد و ستايش خدا پايان پذيرد و اين با ذكر نامهاى نيكوى اوست كه در سرآغاز آنها نام « الوهّاب - بسيار بخشنده » است كه بيشتر پيامبران در دعوتهاى خود آن را ذكر كردهاند . خداى تعالى گويد :
«
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
- از آن خداست نيكوترين نامها . بدان نامهايش بخوانيد .
آنها را كه به نامهاى خدا الحاد مىورزند واگذاريد . اينان به كيفر اعمال خود خواهند رسيد » . « 39 »
هامش
( 38 ) - تأييد اين نظر را در حديث شماره 56 از تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 459 - 460 مىيابيم .
( 39 ) - الاعراف / 180 .