[ 36 ] خدا درخواست پيامبر خود را اجابت كرد و او را به ملكى ويژگى داد كه در آينده نظيرى نداشته باشد .
«
فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ
- پس باد را رام او كرديم كه به نرمى هر جا كه آهنگ مىكرد ، به فرمان او مىرفت ، » و باد هر گونه و به هر جا كه او مىخواست مىرفت .
در تفسير على بن ابراهيم حديثى پشت در پشت از امير المؤمنين - عليه السلام - آمده است كه گفت :
« سليمان بن داود از بيت المقدس بيرون آمد و همراه سيصد هزار تخت در سمت راستش بود كه بر آنها آدميان بودند ، و سيصد هزار تخت در سمت چپش از آن جنّيان ، و به پرندگان فرمان داد كه بر آنها سايه گستردند ، / 362 و به باد فرمان داد كه آنها را جابجا كردند تا به ايوان كسرى در مدائن درآمد ، سپس بازگشت و شب را در استخر ( فارس ) گذرانيد و خوابيد ، سپس فردايش به شهر بركاوان رسيد ، آن گاه باد را فرمود و ايشان را برد تا جايى كه نزديك بود پاهايشان به آب بخورد ، و سليمان بر ستونى از باد سوار بود ، پس ( مردم ) به يكديگر گفتند : آيا هرگز شهريارى بزرگتر از اين ديده يا شنيدهايد ؟ گفتند : مانند او را نه ديده و نه شنيدهايم . آن گاه فرشتهاى از آسمان ندا در داد كه پاداش يك تسبيح دربارهء خدا بزرگتر از چيزى است كه ديديد » . « 40 » [ 37 ] و افزون بر باد ديوان نيز به دو تسليم شدند و فرمانبردار او گشتند و وظيفهء آنها ساختن بنا و آبادانى بود و مواد معدنى را از درياها بيرون مىكشيدند .
«
وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ
- و ديوان را كه هم بنّا بودند و هم غوّاص . » ضرورتى ندارد كه مقصود از غوص ( فرو شدن در دريا ) تنها معنى متعارف آن باشد ، كه همان فرو رفتن در ژرفاى دريا براى صيد و بيرون آوردن نيروهاى نهفته
هامش
( 40 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 459 .