رسالتهايشان ) وسوسه برمىانگيزد و بدين وسيله تهمتهايى براى كم كردن شخصيّت ايشان در چشم مردم به ايشان مىبندد و ارزشهاى دين را تحريف مىكند و آنها را با تأويلشان سبب گمراهى مىسازد .
خداى سبحان زمان به زمان رسالت و پيامبرى را مىفرستد تا درسهايى را كه از معالم دين حق خود داده است تجديد كند و فرصت هدايت مردم از دست نرود .
و اين چنين ، اميال بنى اسراييل تورات و انجيل را تحريف كرده ، و نصوص پيرامون ارزشها را تأويل نموده ، و تهمتها در پيرامون پيامبران - عليهم السلام - به هم بافته است . و خدا كتاب مجيد خود را براى روشن ساختن / 364 همه چيز و منزّه كردن مقام پيامبران - عليهم السلام - فرو فرستاد . و از اين رو در قرآن بيانى براى داستانهاى پيامبران - بويژه داستانهايى كه به صورتى دگرگونه نقل شده بودند - آمده و سپس تفسيرى نيكو از موارد پيچيدهء زندگى ايشان - عليهم السلام - آورده است .
آنچه جاى تأسّف دارد اين است كه : دستهاى از مفسّران به دنبال آن رفتهاند كه احاديث اسراييلى را نقل كنند و در آبروى پيامبران به نوعى ژرف كاوى پردازند و در نتيجه آنچه را قرآن بربسته و پيوسته است بشكنند و از هم بگسلند ، و با آنچه قرآن اراده كرده مخالفت ورزند و كاملا بر عكس جهت آن راه پيمايند . در حالى كه سزاوار مىبود در سخن گفتن درباره پيامبران ملتزم به ادب قرآن مىشدند كه در سورهء الصّافات و ص به آراستهترين صورتهاى خود جلوهگر است .
/ 365
[ سوره ص ( 38 ) : آيات 41 تا 54 ]
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ ( 41 ) ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ ( 42 ) وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ