كافران نيست .
[ 29 ] حق در آسمان و زمين و آنچه در ميان آن دو هست جلوه مىكند .
آيات قرآن نيز جلوهاى ديگر از حق است ، و هر كس در قرآن بينديشد در مىيابد كه قرآن كتابى است كه از آنچه در نشانههاى آفريدگان وجود دارد سخن مىگويد ، آن گاه دلى هشيار و بيدار مىيابد و آگاه مىشود كه به راستى قرآن كتابى است كه آفريدگار آسمان و زمين آن را فرستاده زيرا جز صورتى صافى از آفريدگان نيست .
/ 356 «
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ
- كتابى مبارك است كه آن را بر تو نازل كردهايم . » و خدا براى اين كتاب هدفهايى و الا معيّن كرده است ، و گويد :
1 - «
لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ
- تا در آياتش بينديشند ، » پس قرآن را براى آن فرستادهاند كه به انسان مؤمن بينش و نگرش درست در زندگى ببخشد . و اين با مطالعهء سطحى صورت نمىپذيرد ، بلكه ناگزير بايد به ژرفى در آيات انديشيد .
2 - و هدف ديگر ، پس از ادراك بينش آن است كه در زندگى انسان منعكس شود و آدمى از آن پند گيرد و از خلال آن در انديشه و كردار ، تفكّر و رفتار خود را تصحيح كند .
«
وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
- و خردمندان از آن پند گيرند ، » زيرا خردمند كسى است كه ارزش و اهميّت قرآن را بداند ، و اوست كه بر بينشهاى قرآن آگاهى مىيابد . و شك نيست كسى كه خردش در زندگى بر او حكومت مىكند هموست كه از قرآن بهره مىجويد ، امّا آن ديگرى كه شهوتهايش بر او حكمفرماست هرگز از قرآن پند نمىگيرد .
از خود مىپرسيم : پيوند و رابطهء اين آيه با روند مطلب چيست ؟ پاسخ مىدهيم :
يكم : زيرا استنباط طريقهء خلافت اسلامى از قرآن بسيار دشوار و سخت است و كسى را توان آن نيست مگر آن كه خدا قلبش را به ايمان آزموده باشد ، و