اين چنين ، ناگزير بايد پاداش مناسب و افزونتر در آخرت باشد .
اين از يك سو ، و از سوى ديگر مبدأ حق با خلافت و جانشينى گناهكاران در زمين منافات دارد ، / 353 زيرا خلافتى اين چنين به مهمترين هدفهاى زندگى كه همان اجراى حق است نمىرسد ، و پروردگار ما با اين آيات تمام دروغها و افكار باطل تحريف كنندگان تورات يا كسانى كه آنها را از آنان اقتباس كردهاند ، به كلّى نفى مىكند ، دروغهايى كه هنگامى كه پيامبر او داود ( ع ) را از لحاظ پرهيزگار و منزّه بودن متّهم كردند ، به دو چسبانيدند . آن گاه خدا ما را به انديشيدن در قرآن به همانندى از اين امر در سورهء مائده در موضوع خلافت دعوت مىكند ، زيرا وقتى ما تصوّرات و افكار خود را بر كتاب خدا عرضه كنيم و با آن بسنجيم ، بسيار زود براى ما روشن مىشود كه خلافت ستمكاران با جوهر بينشها و هدايتهاى قرآن سازگارى ندارد .
آن گاه قرآن از گوشهاى از زندگى سليمان بن داود - عليهما السلام - با ما سخن مىگويد كه چگونه وى آزمون سلطه را گذراند ، و آرايش سلطه او را از خط فرمانبردارى و توبه بيرون نبرد ، بلكه سرسپردگى او را نسبت به پروردگار متعال خود افزونتر ساخت ، زيرا او همه چيز را نعمتى الهى مىدانست كه مستوجب سپاسگزارى بود . و بدين سان مثالى از سلطان شايسته شد ، هم چنان كه پدرش پيش از آن چنان كرد .
شرح آيات :
[ 27 ] پروردگار ما در آيات پيشين صفات خليفهاى را كه در زمين قرار مىدهد بيان كرد ( آن جا كه آيات بيست صفت نيك درباره داود كه خليفگى داشت يادآور شد ) و از برجستهترين آن صفات حكم كردن او در ميان مردم به حق بود .
«
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا
- ما اين آسمان و زمين و