راه يابند ، زيرا ( آن گونه ) اخترشناسى منجرّ به كاهنى شود ، و اخترشناس چون كاهن ، و كاهن چون ساحر ، و ساحر چون كافر ، و كافر روانهء آتش باشد » . « 39 » پيداست كه دانش اخترشناسى به خودى خود حرام نيست ، بلكه قرار دادن خرافهها و پيشگوييهاى اخترشناسان به جاى رسالتهاى الهى و عمل به « احكام نجوم » به جاى آنها حرام است . در حديث از عبد / 256 الملك بن اعين آمده است كه گفت : به ابى عبد اللَّه ( ع ) گفتم : من گرفتار اين علم ( علم احكام نجوم ) شدهام .
حاجت مىطلبم ( و سر كتاب مىگشايم ) و به طالع مىنگرم ، اگر طالع شرّ ديدم مىنشينم ، و به دنبال آن كار نمىروم ، و اگر طالع خير ديدم به دنبال آن كار مىروم .
به من گفت : آيا حكم ( نجومى ) مىكنى ؟
گفتم : آرى ، فرمود : كتابهايت را بسوزان ! « 40 » حديثى ديگر پشت اندر پشت از آن حضرت - عليه السّلام - آمده است كه چون از او دربارهء اخترشناسى پرسيدند گفت :
« اين دانشى است كه سودهايش اندك است ، و زيانهايش بسيار ، زيرا بدان مقدّر را نرانند و از محذّر بر كنار نمانند ، اگر اخترشناس به خبر بلا را نشان دهد ، گريز از قضا را نتواند به كس امان دهد » ، « 41 » و امام صادق ( ع ) گويد :
« ابراهيم بيمار نبود و دروغ نيز نگفت ، بلكه مرادش آن بود كه در دين ( پيشين ) خود بيمار است و از آن برگشته است » . « 42 » هنگامى كه احاديث وارد شده در تفسير اين آيهء كريم را مىخوانيم ، مىبينيم ، كه بر رفع شبههاى كه مىگويد : تقيّه حرام است ، زيرا تقيّه كننده را وادار به دروغ مىسازد ، تأكيد مىكند و نشان مىدهد كه بر عكس ، تقيّه جزو دين خداست
هامش
( 39 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 408 .
( 40 ) - همان مأخذ ، ص 407 .
( 41 ) - همان مأخذ .
( 42 ) - همان مأخذ ، ص 406 .