رهايى از فشارهاى شرك ، و روى آوردن به جانب خدا هدايت كرد . پس كسى كه آيات و نشانههاى خدا را تصوّر كند و نامها و صفات او را به ياد آورد / 255 درمىيابد كه ذات متعال او به كفر و شرك بندگان خود رضا نمىدهد و اين گناه را به سختى مجازات مىكند و به كسانى كه با مشركان مىستيزند يارى مىرساند و آنها را پيروز مىكند .
همچنين گمان مىكنيم كه سخنان مفسّران در اين مورد دربارهء ابعاد « ظنّ گمان » بايد در برگيرندهء تمام ابعاد منظور در اين آيه باشد گرچه هر يك از مفسّران متوجّه بعدى از آن شده و بر آن رفته است كه مراد از « ظنّ » تنها همان است كه او تفسير كرده است .
[ 88 - 89 ] از آن جا كه پيامبر خدا ، ابراهيم ( ع ) پاسخ رد شنيد و با آزار قوم خود روبرو شد طرحى براى عملى واقعى ريخت كه رسالتش را از آن طريق با اثرى ژرفتر ابلاغ كند ، و از آن جا كه مىدانست بتها بر باطلند دريافت كه اگر خود به شكستن آنها مبادرت كند زيانى ندارد ، گرچه اجتماع بدين حقيقت قانع نشده باشد .
«
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ * فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ
- آن گاه نگاهى به ستارگان كرد * و گفت : من بيمارم . » وى روز جشن قوم خود را به عنوان فرصتى مناسب براى انجام وظيفهء خود برگزيده بود ، و آنان را چنين فريفت كه آشنايى خود را به احوال ستارگان به آنان نماياند ، و اين كار را براى مراعات روش تقيّه و پنهانكارى و پوشاندن اقدامى كه مىخواست بعدا بدان بپردازد ، صورت داد ، و حضرتش ( ع ) در انقلاب خود از عادت اجتماعى متداول كه اعتقاد به ستارگان بود بهره جست ، زيرا قوم او از طريق نگريستن به ستارگان حركات آنها را به فال بد يا نيك مىگرفتند . البته اسلام اعتقاد به گفتهء منجّمان را نهى كرده است مگر آنچه مستند به دليلى خردپسند و نتيجهاى عقلانى باشد . امام على ( ع ) گويد :
« اى مردم ، از اخترشناسى بپرهيزيد مگر آنچه به واسطهء آن در صحرا و دريا