دسته در بهرهكشى و برده ساختن مردم با يكديگر همكارى داشتند ، و شايد بتها نزد آنها تنها وسيلهاى براى چيرگى بر محرومان بودهاند .
[ 93 ] «
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ
- و در نهان ( با دست راست ) دستى به قوّت بر آنها زد . » ابراهيم از درهم شكستن بتها ، عزم جزم كرد كه بر آن دو نيرو و نيز فرهنگ عقب ماندهاى كه بر جامعه حكمروا بود و چيرگى آن دو نيرو را بر خود آسان مىساخت ، ضربه بزند ، و شايد تعبير « اليمين دست راست » براى دلالت بر شدّت آن ضربهء بىترديد و هراس و بىامان باشد .
/ 259 [ 94 ] بيگمان اين ستيزهاى سخت با همه كس محسوب مىشد كه ابراهيم ( ع ) به تنهايى با ويژگى اعتقاد و فرهنگ و رفتار خود امّتى را تشكيل مىداد ، و در برابر صدها هزار تن مىايستاد ، و اين امر غرابتى ندارد چون رسالت خدا و توكّل بر او يك تن را به مبارزه با جمعى گرچه تمامى امّتى باشند ، بىآن كه ناتوان يا دچار هراس شود ، وامىدارد ، زيرا اراده مؤمن از كوه قويتر است ، چه كوه با تيشهها درهم مىشكند در حالى كه هيچ چيز بر ارادهء مؤمن فايق نمىآيد . و تا وقتى مؤمن بر حق است نبايد از باطل گرچه همهء مردم از آن پيروى كنند ، بهراسد .
«
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ
- پس قومش شتابان نزدش آمدند ، » زيرا او تنها كسى بود كه در شهر مانده بود ، و كليدهاى بتخانه نيز در دست او بود .
« الزّف » تعبير از نوعى راه رفتن معيّن شبيه به آغاز راه رفتن شترمرغ است ، و شايد مفيد معناى پاى كوفتن بر زمين همراه با شتاب و اهتمام باشد .
[ 95 - 96 ] امّا او هم چنان با دلى استوار ، و عازم رويارويى باقى ماند .
«
قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ * وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ
- گفت : آيا چيزهايى را كه خود مىتراشيد مىپرستيد ؟ * خداى يكتاست كه شما و هر چه را مىسازيد آفريده است . » آفريدگار همان معبود حقيقى است كه بر انسان واجب است نسبت به دو