/ 252 مفسّران گويند : ضمير در كلمهء « شيعته - پيروان او » به نوح ( ع ) برمىگردد ، پس معنى آن چنين مىشود كه ابراهيم ( ع ) از كسانى بود كه بر راه او مىرفتند .
و ديگران گويند : اين ضمير به محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - برمىگردد ، و واقع اين است كه پيروى از حق و رفتن بر راه فرستادگان خدا يك حقيقت است ، خواه به نوح ( ع ) يا به محمد ( ص ) يا اوصياء پاكنهاد او نسبت داده شود ، زيرا روش يكى است و راه مستقيم است .
[ 84 ] قرآن معنى حقيقى تشيّع را بيان مىكند كه عبارت از مردود شمردن بت داخلى با توحيد ناب ، و طرد بت خارجى با مقاومت در برابر كجروى اجتماعى و سياسى و فرهنگى و جز آن و با وضع موجود است كه صورتى آشكار و ظاهرى از بت داخلى است ، و سپس سرسپردگى به خدا و فداكارى و پايدارى در راه او .
آرى . ابراهيم ( ع ) از پيروان نوح ( ع ) بود ، ولى چگونه بدين مقام و الا دست يافت ؟
قرآن بدين پرسش ما پاسخ مىدهد :
«
إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
- آن گاه كه با دلى رسته از ترديد روى به پروردگارش آورد . » او كسى بود كه از تمام بيماريها ، همچون حسد و كينه و بيم و هراس كه قرآن هنگامى كه از هدفهاى بعثت پيامبر محمد ( ص ) با ما سخن مىگويد آنها را « اغلال - بند و زنجيرها » مىنامد ، رسته بود . قرآن مىگويد : «
وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
- و چيزهاى ناپاك را برايشان حرام مىكند و بارگرانشان را از دوششان برمىدارد و بند و زنجيرشان را مىگشايد » . « 35 » اين بيماريها و بند و زنجيرها در واقع از درخت شرك به خدا شاخه مىزند ، و قرآن آنها را گاه بند و زنجير ، و گاه بيمارى خوانده است ، زيرا
هامش
( 35 ) - الاعراف / 157 .