شود ، به جستجوى آن ( همنشين بد ) مىپردازد .
/ 236 «
فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَواءِ الْجَحِيمِ
- پس از بالا بنگرد و او را در ميان آتش دوزخ بيند . » « فى سواء » يعنى در ميان آن ، آن جا كه عذاب و آتش متمركز شده و آتش از هر سو او را فراگرفته ، هم چنان كه در دنيا به وسيلهء گناهان و نافرمانى احاطه شده بود ، و شايد بالا رفتن در اين جا همان زحمت رفتن به ناحيهاى باشد و گرنه اهل بهشت صداى آتش را نمىشنوند .
[ 56 ] در آن جا مؤمن ميزان خطرناك بودن دوست بد را كشف مىكند .
«
قالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ
- گويدش : به خدا سوگند ، نزديك بود مرا به هلاكت افكنى . » « تردّى » فروافتادن از فرازى است بلند ، و اين اشاره بدان است كه مخاطب در درّهاى ژرف از آتش فروافتاده است .
[ 57 ] «
وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ
- و اگر نعمت پروردگارم نبود ، من نيز از احضار شدگان مىبودم . » مراد احضار شدگان در عذاب است ، و اين نعمت الهى در سببهايى نمودار مىشود كه انسان را به نجات از انحراف و در نتيجه نجات از عواقب آن مىكشاند ، مانند عقل و رسالت و ارشاد كنندگان به حق ، و شك نيست كه بزرگترين نعمتهاى خدا بر بشر همان نعمت هدايت است .
[ 58 - 59 ] قرآن از زبان مؤمنان اشاره مىكند كه خطرناكترين انديشهاى كه منحرفان مىكوشند از طريق آن مردم را گمراه سازند ، و بر مؤمنان تأثير گذارند همان انديشهء انكار آخرت است كه در آن جا پاداش مناسب به هر كس داده مىشود .
«
أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ * إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولى وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
- آيا ما را مرگى نيست ؟ * جز آن مرگ نخستين ؟ و ديگر عذابمان نمىكنند ؟ » عذاب بر خطاها و گناهان ؟ !