رزق بهشت و كرامت آنجا ، و از نوشيدن حرام به سبب رغبت به شراب بهشتى ، و از لذّت بردن حرام با ياد آوردن از حوران زيباى بهشت خوددارى كنيم و خود را فراتر از اين آلودگيها بداريم .
در بيان ستونهاى استوار ايمان بر زبان امام على ( ع ) مطلبى آمده كه بر همين نكته دلالت دارد ، آن جا كه حضرتش گويد :
« آن كه مشتاق بهشت است از شهوتها دست مىكشد » .
[ 50 ] قرآن از سويى ديگر بدين مىپردازد كه ما را از حال تكذيب كنندگان رسالتها و نافرمانان نسبت به خدا آگاه سازد تا ما را به اميدوارى به فرمانبردارى و طاعت تشويق كند و اين پروا ما را از نافرمانى بازدارد ، و سياق مطلب از طريق عرضه داشتن گوشهاى از گفت و گوى مخلّصان با يكديگر كه بر تختهاى خود نشستهاند و به استراحت مىپردازند و از نعمتهاى حاضر و زندگى پيشين سخن مىگويند ، وارد اين موضوع مىشود .
«
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ
- رو به يكديگر كنند و به گفت و گو پردازند . » « الاقبال - روى آوردن » در اين جا دلالت بر اشتياق آنان به يكديگر و گفت و گويى كه در ميانشان مىگذرد دارد .
[ 51 ] «
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ
- يكى از آنها گويد : مرا همنشينى بود . » « قرين » يعنى رفيق ( و همنشين ) .
[ 52 - 53 ] همنشينى كه صالح نبود ، بلكه به دوزخ دعوت مىكرد . شرط حتمى نيست كه دوستى كه در اين آيات مراد قرآن است كسى باشد كه به صراحت اظهار كفر و گمراهى كند و انسان را به ستيزهء با دين و ارتكاب نافرمانى فراخواند ، بلكه معنى آن شامل هر همنشينى مىشود كه دوستى ورزيدن و رفتار يا / 235 گفتار او آدمى را به كفر بخواند .
«
يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ * أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا