لَمَدِينُونَ
- كه مىگفت : آيا تو از آنها هستى كه تصديق مىكنند * آيا آن گاه كه مرديم و خاك و استخوان شديم ، كيفرمان مىدهند ؟ » « مدينون » يعنى بازخواست مىشويم و پاداش مىبينيم ، و اين اعتقاد همان است كه بشر را به ستم و انحراف مىكشاند ، زيرا به مسئوليّت در برابر گفتارها و كردارهاى خود باور ندارد .
[ 54 ] از كامل بودن نعمتها و تمام بودن شادمانيها اين است كه انسان آگاه شود كه از شرّى بزرگ و مهلكهاى كه ديگران از آن نجات نيافتهاند ، نجات يافته است ، چه لذّت بزرگى به كسى دست مىدهد كه كشتى او در پهنهء دريا شكسته شده و امواج خروشان هر كس را كه در آن كشتى بود بلعيده باشند جز او كه به تخته پارهاى چسبيده و با امواج دست و پنجه نرم مىكند و به شناورى ادامه مىدهد تا خدا در آخرين لحظه او را نجات مىدهد . وى هر زمان كه اين حادثه را به يادآور بيشتر احساس آسايش خواهد كرد ، و وقتى امواجى را كه آن تخته پاره را دنبال مىكردند به تصوّر درمىآورد ، و مىانگارد كه يارانش را به بانگ بلند مىخواند و آنها به دو پاسخى نمىدادند ، و گواه هلاكت آنها به سبب گمراهيشان بود ، مىخواهد از شادمانى تقريبا به پرواز درآيد . آيا چنين نيست ؟ خدا بدين سان نعمت خود را بر مؤمن تمام و كامل مىسازد و او همنشينان بد را كه در برابر گمراهسازى و فشارهاى آنها مقاومت ورزيده است و آنها به دوزخ رفتهاند و او از آتش نجات يافته است به ياد مىآورد . و اكنون آنها را مىبيند كه با نوميدى به دوزخ سرنگون شدهاند و او در بهشت از گرامى داشتگان است .
«
قالَ
- گويد ، » به رفيقان مخلص خود .
«
هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ
- آيا شما مىتوانيد از بالا بنگريد ؟ » يعنى آيا مىتوانيد خود را با بالا آمدن به رنج افكنيد تا از سرنوشت آن همنشين بد آگاه شويم ؟
[ 55 ] ولى او خود از فرط شوقى كه دارد تنها ، بى آن كه منتظر ديگر ياران