از خوراك ضرورى بىنياز مىسازد ، مگر نه اين كه خوردن در بهشت و سايهء آن دائم و پيوسته است ؟
بزرگترين نعمتى كه مؤمنان مخلص احساس مىكنند و بدين لذّتها مىپيوندد همان كرامت و گرامى بودن نزد خداست ، پس ايشان در حالى كه ميوههاى بهشتى را مىخورند به ژرفى احساس مىكنند كه خدا از ايشان خشنود است .
«
وَ هُمْ مُكْرَمُونَ
- و گرامى داشتگاناند . » شايد ما از كلمهء مكرمون چنين دريابيم كه مخلصان را با رزقى معلوم و شناخته شده و معيّن به بهشت در مىآوردند ، ولى خدا هر لحظه آنان را گرامى مىدارد تا از فضل او بيشتر بهره برند . و در حديث آمده است :
« آنان در بهشت ميل به چيزى نمىكنند مگر آن كه ايشان را بدان گرامى دارند » . « 19 » [ 43 ] «
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ
- در بهشتهاى پر نعمت . » و « الجنّة - بهشت » همان بستانهاى پركشت و درخت است ، به گونهاى شاخهها و برگها درهم رفته و زمينش زير سايهء برگها پنهان شده ، و اين كلمه مفيد معنى گوناگونى و تنوّع است ، زيرا جنّت بر گونهاى واحد از كشت اطلاق نمىشود .
امّا كلمهء « نعيم پرنعمت » همان مبالغه در نعمت است براى بيان فراوانى و نيكويى آن .
[ 44 ] و از آن جا كه داشتن مونس و همدم از نيازهاى روانى بشر است ، خدا مؤمنان را به گونهاى قرار داده كه در بهشت با يكديگر همدمند و مؤانست مىكنند و در آن جا چنانند كه قرآن آنها را توصيف مىكند :
/ 232 «
عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ
- بر تختهايى كه رو به روى هماند . » [ 45 ] در اين حال كه سخن در ميان بندگان خدا دور مىزند و سرگرم گفت و گويند .
هامش
( 19 ) - همان مأخذ .