سودشان صورت خواهد داد ، ولى در آن روز هراس انگيز اجازه سخن گفتن به آنها داده نمىشود ، اندامهايشان به جاى زبانهايشان بر ضدّ آنها گواهى مىدهند .
«
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ
- امروز بر دهانهايشان مهر مىنهيم ، » پس نه عذر مىآورند و نه مجادله مىكنند .
«
وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
- دستهايشان با ما سخن خواهند گفت و پاهايشان شهادت خواهند داد كه چه مىكردهاند . » پس دستها و پاها از كارهايشان گواهى مىدهند ، و در اين صورت راهى براى انكار و عذر آوردن و يا حتى جدال وجود ندارد .
شايد شهادت در اين جا تصويرى باشد . مگر نه آن كه ما - با دانشى اندك كه به ما دادهاند - كشف كردهايم كه چگونه انگشتان دست را به وسيلهء انگشت نگارى براى شناختن جنايتكاران ، به سخن درآوريم و از آنها گواهى بگيريم ؟ و مگر نه آن كه دستگاه دروغياب را با اتّكاء به ضربات نبض قلب اختراع كردهايم ؟ و مگر نه آن كه از روى برگههايى پنهان ( همچون تار مويى يا يك لاى نخ جامه و چرك زير ناخن ) جنايتكاران را مىيابيم ؟ و شك نيست كه اعمال ، همان گونه كه بر طبيعت انعكاس مىيابد ، آثارش نيز بر اندامها منعكس مىشود ، جز اين كه ما هنوز وسيلهاى براى شناخت ابعاد آن كشف نكردهايم .
اما پروردگار - سبحانه و تعالى - تمام نهفتهها را در آن روز هراس انگيز آشكار مىكند ، و آدمى نوارى ضبط شده بر دست و پاى خود مىبيند كه تصويرهايى گويا از هر چه گذشته است نشان مىدهند .
[ 66 ] چگونه پروردگار دستها و پاها را در آن روز به سخن در مىآورد و بازپرسى مىكند ؟ بياييد به اين زندگانى ( دنيايى ) بازگرديم و از خود بپرسيم :
كيست كه اندامها را نصيب ما كرده است ؟ مگر نه خداست ؟ ! پس او قادر است كه دستها را به وصفى درآورد كه سخن بگويند ، هم چنان كه آنها را در اين جا طورى قرار داد كه هر چيز را سخت نگهدارند .
و شايد اين خود مناسبتى باشد كه روند مطلب يادآور نعمت بينايى و