تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
بلكه صرف انكار و نپذيرفتن نظاير و امثال براى خدا ، خود پرستش خداست ، هم چنان كه هر كس پرستش رحمان را ضايع گذارد در دام شيطان مىافتد ، از اين رو آيات قرآن ميان ردّ اين و پذيرفتن آن مقارنه‌اى به وجود آورده ، مانند اين گفتهء خداى سبحان كه فرمايد : «
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى
- پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد به رشته‌اى استوار چنگ زده است » . « 32 » و در اين جا پروردگار ما گويد : «
وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
- و مرا بپرستيد كه راه راست اين است . » مستقيم بودن راه از آن جاست كه خدا آن را براى ما فراتر از گرايشهايى كه بشر را به راست و چپ به گمراهه مىبرد ، و جهلى كه صاحب خود را به سوى افراط يا تفريط مىكشاند ، ترسيم كرده است . و از بارزترين مظاهر مستقيم بودن راه اين است كه مؤمنان در رهسپارى آن تأييد مىشوند و با فشارهاى شهوت و هواى نفس و سلطه و ثروت و فريبكارى و تقلّب ، به اذن پروردگار خود مىستيزند . / 158 شايد فرق ميان « قويم درست » و « مستقيم راست و معتدل » در اين نكته باشد كه از كلمهء مستقيم در مىيابيم كه رهنورد با استقامت در مبارزه با عوامل انحراف آن را مىپيمايد . پرستش خدا به معنى فرمانبردارى و طاعت اوست ، و طاعت او تجزيه پذير نيست ، پس كسى كه نماز مىخواند ولى زكات نمىپردازد ، يا به اسلام در شؤون شخصى گردن مىنهد ولى نظام اقتصادى و سياسى آن را نمىپذيرد ، خدا را نمىپرستد ، بلكه بيگمان شيطان را مىپرستد . به راستى ، ريشهء شرك به خدا همان تسليم شدن در برابر فشار است ، منشأ
هامش
( 32 ) - البقرة / 256 ؛ ( همان مأخذ ) .