احساس و عقل در / 161 سه آيهء پى در پى گردد ، و در عين حال مقدّمه چينى و تمهيدى براى بيان نعمت هدايت باشد ، پس خدايى كه نعمت چشم را به ما داده و اگر بخواهد آن را محو مىكند ، و او كه ديگر نعمتها ، از شنوايى و پساوايى و چشايى و غيره را نصيب ما كرده تا به وسيلهء آنها راه بيابيم ، و اگر بخواهد كسان را بر جايشان مسخ و زشت نما مىكند كه به پيش نروند ، نه بتوانند گامى به جلو بردارند و نه به عقب برگردند ، و او كه بشر را وقتى عمرى دراز يافت به حالت ضعف و ناتوانى باز مىگرداند ، هموست كه كسى را نزد مردم فرستاده تا آنها را به راه ( خداى ) توانمند مهربان رهنمايى كند .
«
وَ لَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلى أَعْيُنِهِمْ
- اگر بخواهيم چشمانشان را محو مىكنيم . » ديدهاى چگونه كف دست مشتى شن را چنان هموار مىكند كه هيچ اثرى از برجستگى آن بر پهنهء زير دست باقى نمىماند ؟ همين گونه ، پروردگار اگر بخواهد چنان بر ديدگان دست مىكشد كه هيچ اثرى از آنها بر چهره باقى نماند .
«
فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ
- پس شتابان آهنگ راه كنند . » در آن صورت شتابان آهنگ راه مىكند ، شايد به راه خود رهنمايى شوند و راه يابند .
فَأَنَّى يُبْصِرُونَ
- امّا كجا را توانند ديد ؟ » شايد اين آيه اشاره بدان مىكند كه كسى كه چشم خود را از دست بدهد احساس عقدهء گمگشتگى مىكند ، از اين رو براى شناختن راه شتاب مىورزد و راه را با لامسه مىسنجد ، زيرا از انحراف از آن و افتادن به مهلكهها پروا مىكند ، ولى اين كار سودى ندارد زيرا او فاقد وسيلهاى است كه راه را بدان ببيند .
يكى از مفسّران گويد : « استباق » همان تجاوز و انحراف از راه است ، در حالى كه ديگر مفسّران گويند : « استباق » روى آوردن گروهى به راه راست و اين حالت نابينايان است كه چون يكديگر را نمىبينند به صورت ازدحام به راه روى مىآورند .