تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
هر چه باشد ، شتافتن و پيشى گرفتن از يكديگر آنان را هيچ سودى ندهد ، زيرا وسيلهء بينايى را كه ديدگان باشد ، از دست داده‌اند . / 162 چنين است كسى كه خدا هدايت را نصيب او نكرده و بيگمان هيچ كسى را نمىيابد كه او را رهنمايى كند گرچه به سوى راه بشتابد و بدان روى آورد . [ 67 ] بزرگترين نعمتها در عرصهء حركت و جابجا شدن همانا چشم است ، امّا نعمتهايى ديگر همچون پساوايى و بويايى و احساس وجود دارد كه نابينا بدانها متوسّل مىشود ، امّا كيست كه اين نعمتها را ارزانى داشته ؟ آيا خدا نيست ؟ و اگر بخواهد آن را باز مىگيرد ، و انسان را چنان مسخ و دگرگون مىكند كه چون سنگ بر جاى خود بىحركت مىماند . «
وَ لَوْ نَشاءُ لَمَسَخْناهُمْ عَلى مَكانَتِهِمْ
- و اگر بخواهيم آنها را بر جايشان مسخ كنيم . » كه ناگهان همچون سنگ شوند . «
فَمَا اسْتَطاعُوا مُضِيًّا
- كه نه توان آن داشته باشند كه قدم بردارند ، » به سمت جلو ، «
وَ لا يَرْجِعُونَ
- و نه باز پس گردند ، » به عقب ، و انسان به چه وسيله به پيش مىرود يا بازپس مىگردد ؟ مگر نه با شنيدن و احساس كردن ؟ ! پس وقتى اين همه را از دست بدهد از ناچيزترين حشره هم ناتوانتر است . [ 68 ] اگر انسان چشم خود را از دست دهد ، راه خود را نمىيابد ، و اگر ديگر اندامها را از دست دهد نمىتواند به پيش رود يا بازپس گردد ، ولى با اين همه هنوز عقل دارد ، جز اين كه عقل به نوبهء خود موهبت و عطيّه‌اى است الهى كه اگر خدا بخواهد و اراده كند آن را پس مىگيرد ، و در عمل هنگامى كه انسان به عمرى بسيار طولانى مىرسد آن را هم از او باز مىستاند و انسان پس از آن كه ( ديرى به مدد عقل ) دانا شده بود ، نادان مىشود و چيزى نمىداند . «
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ
- هر كه را عمر دراز دهيم در آفرينش
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 158 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي