مگر نه آن كه شيطان به اسراف و تبذير ، و فحشاء و منكر ، و تجاوز و ستمگرى و گردنكشى يعنى آنچه بشر آنها را - لا اقل وقتى از ديگران سرزند - زشت مىشمارد و هر عاقلى انتساب آنها را به خود نفى و رد مىكند ، فرمان مىدهد ؟ ! همه مىدانيم كه بديهاى بشريّت از ستم و تجاوز و خودپرستى و بخل و تنبلى و اختلاف سرچشمه مىگيرد ، و همه مىدانيم كه اينها از وسوسهء شيطان است ، پس آيا نبايد او را دشمن خود بدانيم ؟ ! پرستش شيطان به معنى سجده كردن به دو نيست ، بلكه فرمانبردارى هشيارانه و تسليم به فريبكارى اوست .
/ 157 پرستش شيطان در فرمانبردارى از پادشاهان ستمگر و طاغوتان سلطه و ثروت مجسّم مىشود و شكل مىيابد .
فخر رازى دربارهء اين گفتهء ( خداى متعال ) : «
لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ
- شيطان را نپرستيد » گويد : معنايش اين است كه : از او فرمان نبريد ، به دليل اين كه آنچه از آن نهى شده تنها سجده كردن به دو نيست ، بلكه سرسپردن به فرمان و اطاعت كردن از اوست ، و اطاعت همان پرستش است . امّا گفته شود : پس ما به موجب اين گفتهء خداى تعالى كه گويد : «
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
- از خدا اطاعت كنيد و از رسول و اولى الامر خويش فرمان بريد » . « 30 » مأمور به پرستش اميرانيم ، زيرا ما مىگوييم : فرمانبردارى از ايشان وقتى به فرمان خدا باشد جز عبادتى نسبت به خدا و اطاعتى براى او نيست ، و افزوده است : همانا پرستيدن اميران همان فرمانبردارى از آنها در مواردى است كه خدا آن را اذن نداده است . « 31 » [ 61 ] رد كردن پرستش شيطان ( آدمى را ) براى پرستش خدا آماده مىسازد ،
هامش
( 30 ) - النساء / 59 .
( 31 ) - تفسير الكبير ، فخر رازى ، ج 26 ، ص 96 .