تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
گوش و احساس باشد ) و اگر خدا بخواهد بيگمان چشمهايشان را محو مىكند ، چنان كه شتابان به راه افتند و آن را نبينند ، يا آنها را در جاى خود مسخ و دگرگونه سازد ، چنان كه نتوانند نه پيش بروند و نه بازپس گردند . ( و دليلى ديگر بر اين كه هدايت از جانب خداست ، همان عقل است كه خدا آن را از كسى كه عمر دراز يافته بازگيرد تا به دوران كودكى بازگردد ) / 155 پس كسى را كه عمرى بسيار دراز يابد ، خدا در آفرينش دگرگونه‌اش سازد و توانمنديهايش را بكاهد ، آيا بدين امر نمىانديشند و تعقّل نمىكنند ؟ ( همچنين است رسالت كه از جانب خداست و شعر نيست ) . خدا به پيامبر خود شعر نياموخت و سزاوار او هم نبود ( شعر محتوى فرهنگى باطل و پيچيده و دشوار فهم است ، و همان توجيه و تخصيص واقعيت فاسد است ، در حالى كه قرآن كاملا بر خلاف اين همه است ) پس پيامبر جز با اندرز ( كه فطرت و عقل آن را مىپذيرد و تصديق مىكند ) و قرآن روشنگر ، ( واضح كه هيچ پيچيدگى در آن نيست ) نيامد ، كه هشدار دهنده است به كسانى كه دلى زنده و بيدار دارند ( پس ستيزى است با فساد و گردنكشى ) و در نتيجه ، خود حجّتى است ضدّ كافران .

شرح آيات :

[ 60 ] آن گاه كه خدا ذريهء آدم را به صورت ( ذرّ ) پراكنده بود و به آنان گفت : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ و گفتند : چرا ، از آنان پيمان گرفت كه او را بپرستند و هر گونه نظاير بر ساختهء غير او را رد و انكار كنند . و همچنين بود هنگامى كه هستى آنان را بر فطرت شناخت و معرفت ذات خود بسرشت و در ضميرهايشان خردهايى نهاد كه آنان را به پروردگارشان هدايت كند . آن گاه پس از آن پيامبرانى به نزد آنان فرستاد كه بيم و اميد دهند ، و اداى پيمان او را از آنان بخواهند و خردهايشان را به ياد كرد ذات سبحان او برانگيزند و در آن قرار و مدار پيمان خدا با آدميزادگان اين بود كه او را بپرستند ، و پرستش