«
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ
- آيا نديدهاند كه چه مردم ( و نسلهايى ) را پيش از آنها هلاك كردهايم . » بزرگترين چيزى از سببهاى موعظه و اندرزگيرى دربارهء آن گذشتگان اين است كه آنها به راستى تنها فرصت خود را از كف دادهاند و هرگز به نزد اهل خود باز نمىگردند .
«
أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ
- كه ديگر به نزدشان بازنمىگردند . » آيا بر سر آثار باقى ماندهء آنها نايستيم و از خود نپرسيم : كجايند آنان كه اين آثار را ساختند و در سايهء آنها زيستند ، آيا روزى بازگشتند تا آثار ويرانى و تخريبى را كه به شهرهاى آنها وارد شده ببينند ، يا ما را از سرنوشت خود خبر دهند ؟ ! هرگز . . .
[ 32 ] آرى ، همهء مردم در روز حسرت گرد خواهند آمد تا حسابى دشوار پس دهند و سپس به پاداشى مناسب پاداش و جزا بينند .
«
وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ
- و كسى نماند مگر آن كه نزد ما حاضرش آورند . » گفتهاند : حرف « إن » در اين جا در اصل « إنّ - همانا » با تشديد است ، و كلمهء « لمّا » براى تأكيد است ، و بدين سان تأكيد به دنبال تأكيد مىآيد : « إن » براى تأكيد ، و « كلّ » نيز معنى تأكيد مىدهد ، و « لمّا » و الجميع نيز تأكيد است .
برخى از مفسّران گفتهاند : « إن » حرف نفى و « لمّا » به معنى « إلّا » ست چنان كه گوينده گويد : « نشدتك باللَّه لمّا فعلت » يعنى « إلّا فعلت - تو را به خدا سوگند مىدهم كه چنان نكنى » .
نيز جايز است كه معنى « لمّا » توقّع باشد ، و معنى نفى نيز داشته باشد ، يعنى / 120 تا حال واقع نشد و به زودى واقع خواهد شد .
سخن پايانى :
از بررسيهايى كه دربارهء عوامل برانگيختن دو جنگ جهانى به عمل آمده