تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
قولى ديگر با سنگسار كشتند . آن گاه خدا او را به بهشت در آورد ، و هنگامى كه آمادهء ورود به بهشت شد آرزو كرد كه كاش قومش نيز با او بودند . «
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ * بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ
- گفته شد : به بهشت درآى . گفت : اى كاش قوم من مىدانستند * كه پروردگار من مرا بيامرزيد و در زمرهء گرامى شدگان درآورد . » در حديث از پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - آمده است كه دربارهء مؤمن آل ياسين گفت : « وى در زندگى خود و پس از مرگ خويش هم چنان براى قومش دلسوزى كرد » . « 18 » بدين سان شهيدان آرزو مىكنند كه كاش به دنيا باز مىگشتند تا اهل دنيا را از آمرزش و كرامتى كه نصيب شهيد مىشود خبر دهند . [ 28 ] آن دوستدار راستين ، حبيب نجّار ، شهيد به نزد پروردگار خود رفت ، و قوم ستمگرش پس از او جز اندك زمانى باقى نماندند كه خدا آنها را هلاك كرد . امّا چگونه به هلاكت رسيدند ؟ «
وَ ما أَنْزَلْنا عَلى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ
- و از آن پس بر سر قوم او هيچ لشكرى از آسمان فرونفرستاديم ، » لشكرى از فرشتگان يا نظير آن ، و شايد ذكر « السّماء - آسمان » در اين جا براى دلالت بر اين باشد كه امر مهم از آسمان فرود مىآمد . » «
وَ ما كُنَّا مُنْزِلِينَ
- و ما فرو فرستنده نبوديم . » / 118 از پروردگار عزّت و چيره‌دستىِ مطلق نمىسزيد كه لشكرى بر سر چنان قومى فروفرستد ، مگر نه آن كه هدف به كمتر از اين مقدار نيز تحقّق پذيرفت ؟ [ 29 ] پس به چه ترتيب هلاك آنها صورت گرفت ؟ به يك بانگ
هامش
( 18 ) - تفسير نمونه ، ج 12 ، ص 35 .