ايشان است ، پس ايشان ما را به سوى خدايى مىخوانند كه در عالم ذرّ از ما پيمان گرفته است كه به دو ايمان آوريم ، خدايى كه فطرت ايمان داشتن به ذات خود را در دلهاى بشر به وديعه نهاده است ، خدايى كه نعمتهاى خود را پياپى بر ما ادامه داده و خردمان ضرورت سپاسگزارى از او را به ما فرمان مىدهد ! دعوت پيامبران به سوى خودشان يا به سوى نژاد يا حزب يا طايفهاى نيست ، بلكه دعوت به سوى خدايى كه شكى دربارهء او وجود ندارد ، و ذاتى است كه همه را يكسان آفريده است .
«
وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
- چرا خدايى كه مرا آفريده و به نزد او بازگردانده مىشويد ، نپرستم ؟ » اگر حقيقت رسالتهاى پيامبران اين است ، چرا نسبت به ايشان كفر ورزيم ؟ ! و كسى كه پروردگار خود را كه او را آفريده و بازگشتش به سوى اوست ، از دست بدهد چه چيزى خواهد داشت ؟ ! بدين سان مىبينيم كه آن دوستدار راستين بزرگ تنها مردم را به پيروى از آن رسولان فرانخواند ، بلكه در دعوت محتواى رسالتهاى آنان كه همانا توحيد و يكتاپرستى است نيز مشاركت نمود .
/ 116 [ 23 ] سپس عيب شريكان ساختگى و پندارى را آشكار ساخت ، و بيان كرد كه پايه پرستش آنها باطل است .
«
أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً
- آيا سواى او خدايانى را اختيار كنم ؟ » پس اگر به سلطهاى سياسى يا اجتماعى يا اقتصادى ، سواى خدا ، سربسپارد كه به دو امنيت و آرامش بدهد ، و حمايت او را نسبت به گناهانش در برابر خشم پروردگار به دست آورد و تأمين كند ، آيا آن خدايان برساخته هيچ يك از اين انتظارات را برمىآورند ؟ هرگز . . .
«
إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ
- اگر خداى رحمان بخواهد به من زيانى برساند ، شفاعتشان مرا هيچ سود نكند و مرا رهايى نبخشند . »