تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
دست شهر » اشاره به طبقه‌اى پست نزد آن قوم باشد ، هم چنان كه اين كلمه دلالت بر موقعيّت جغرافيايى و زيستگاه او مىكند كه نشان مىدهد آن رسالت در صفوف برخى مستضعفان منتشر شده بود ، كسانى كه با آن كه در دور افتاده‌ترين نقاط شهر و نه در بالاترين نقاط مىزيستند ، با تمام نيرو مشعل رسالت را حمل مىكردند . شايد نكره آوردن كلمهء « رجل مردى » براى دلالت بر كامل بودن صفات مردانگى ، يعنى همّت عالى ، و جزم شديد ، و قول پايدار در وجود او بوده باشد ، چنان كه خداى سبحان گويد : «
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ / 114 صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
- از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند . بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‌اند » . « 14 » شايد آن مرد به سبب اهتمام كاملى كه نسبت بدان هشدار داشت و علاقهء شديدش به سلامت و نجات قوم خود دوان دوان آمد ، و اين چنين است كه صاحبان نفوس پاك به امنيّت مردم علاقه دارند و در ابلاغ رسالتهاى خدا براى نجات مردم از عذاب حتمى خداوند خود را فدا و فنا مىكنند . «
قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ
- گفت : اى قوم من ! از اين رسولان پيروى كنيد . » آن مرد از خود آنان بوده و چنان كه مناسب مقام بوده از در نصيحت و دلسوزى برآمده كه گفته است : « اى قوم من » و از همان آغاز كه به آنها فرمان داده تا از رسولان پيروى كنند ، ايمان خود را آشكار كرده است . آورده‌اند كه وى يكى از صدّيقان سه گانهء تاريخ بوده است . در كتاب الدّر المنثور آمده است : ابو داود و ابو نعيم و ابن عساكر و ديلمى از ابى ليلى نقل كرده‌اند كه گويد : پيامبر خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - گفت : « صديّقان سه تنند : حبيب نجّار ( مؤمن آل ياسين ) كه گفت :
هامش
( 14 ) - الاحزاب / 23 .