تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
«
أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ
- آيا اگر اندرزتان دهند ، چنين مىگوييد ؟ » اگر شما را از خطرهايى كه تهديدتان مىكند آگاه كنند ، آيا اين نزد شما شومى ناميده مىشود ؟ مفسّران گويند : اين كلمه به منزلهء پاسخ به تهديد سنگسار و شكنجه است ، يعنى : چون ما شما را آگاه كرديم آيا در برابر آن ما را شكنجه مىدهيد ؟ به نظر من چنين مىرسد كه محور كلام كافران همان شوم انگاشتن و به فال بد گرفتن است ، و محور كلام پيامبران همانا پاسخ / 113 بدان شوم انگاشتن . «
بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ
- نه ، شما مردمى گزافكار هستيد . » گزافكارى شما همان سبب شومى و نكبتى است كه به شما رسيده ، و شايد اين آيه شبيه آيه و گفتار خداى سبحان باشد كه گويد : «
وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ
- ظالمان از پى تن آسايى و لذّات دنيوى رفتند » . « 13 » برخى بر آنند كه « اسراف گزافكارى » در اين جا به معنى زياده‌روى در جرم و ظلم است ، و مربوط به تهديد به سنگسار مىشود . [ 20 ] در اين جا صحنه صورتى تازه مىيابد ( و شخصيّتى جديد در آن ظاهر مىشود ) كه همان بازتاب رسالت بر دلى روشن و نفسى پاكيزه است . مرد با ايمانى كه مىبيند قومش به سبب كفر خود در آستانهء هلاكت و نابودى قرار گرفته‌اند . پس به سوى آنها مىشتابد تا آنها را از عواقب زيانبخش ردّ رسالت و نپذيرفتن آن بر حذر دارد . «
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى
- مردى از دور دست شهر دوان دوان آمد ، » در روايات آمده است كه آن مرد حبيب نجّار بود ، و با آن كه در دور دست شهر به سر مىبرد آن رسالت و دعوت الهى به دو رسيده بود ، و با وجود آن كه - بر حسب روايات - چوپان بود به نصيحت و دلسوزى شتافت ، و شايد كلمهء « دور
هامش
( 13 ) - هود / 116 .