مردم نيز مسئولند ، زيرا به راستى جزاى مردم بر عهدهء پروردگارشان است .
[ 17 ] «
وَ ما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
- و بر عهدهء ما جز پيام رسانيدن آشكارا هيچ نيست . » پس چون رسالت خود را به روشنى تمام به شما رسانديم نقش و وظيفهء ما پايان يافته و نقش و وظيفهء شما آغاز شده است .
از اين آيه در مىيابيم كه : به راستى بشر را از شناخت هدايت مىپرسند و مسئول است ، و حق ندارد جرايم و گناهان خود را چنين توجيه كند / 111 كه به حق راهنمايى شده است ، هرگز . . . وقتى دعوتى به سوى حق ظهور مىكند بر تو واجب است كه بدون گروه گرايى و تسلّط طلبى بدان بينديشى و بنگرى آيا آن دعوت راست است يا نه .
[ 18 ] جاهليان بر چار بالش ابريشمين توجيهات و معاذير ، غرقه در اميال و شهوتهاى خود چرت مىزنند ، و هنگامى كه بيم دهندهاى بر آنها درآيد و آنها را از سرانجام غفلتشان كه نابودى و بدبختى است بترساند ، او را به فال بد مىگيرند ، و ادّعا مىكنند كه او صفاى زندگى آنها را مكدّر كرده است ، پس داستان آنها مانند بيمارى است كه بيمارى سرطان در پيكر او پيش مىرود و ريشه مىدواند ، و او آگاهى ندارد ، چون پزشك او را آگاه كند و از نتايج بد ناآگاهيش برحذرش دارد ، بر او مىشورد ، و گويد : تو بدشگونى ، چرا اين قدر منفى باف هستى ؟
«
قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ
- گفتند : ما شما را به فال بد گرفتهايم ، » ايشان را به فال بد گرفتند ، و پنداشتند كه بيان جنبههاى منفى ، و دعوت به اصلاح بخش فاسد و تباه شدهء زندگيشان ، همان سبب ناخرسندى و ناراحتى آنهاست .
برخى از مفسّران احتمال دادهاند كه هنگام تبليغ رسالت رسولان ، بلايى بر آن قوم نازل شده ، چنان كه بر فرعون و قوم او نشانههايى به صورت خون و سالهاى متوالى قحطى و . . . و . . . نازل شد . ولى به نظر مىرسد ما به چنين فرضى در تفسير نيازى نداريم .