«
لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ
- اگر بس نكنيد حتما سنگسارتان خواهيم كرد ، » بدين سان عناد آنها به ژرفترين درجه رسيد كه رسولان را تهديد كردند كه اگر از دعوت خود دست نكشند ايشان را سنگسار خواهند كرد . خواه سنگسار همان زخم زبانهايى باشد كه التيام نمىيابد و آنان را تهديد كردند كه تهمتهايى بر آنان مىبندند و با سنگ اتّهام سنگسارشان خواهند كرد ، يا معنى سنگسار همان پرتاب سنگ باشد كه منجر به مرگ شود . اين هر دو دليل بر شكست آنها در برابر حجّت رسولان است كه متوسّل به تهديد ايشان شدند .
/ 112 «
وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ
- و شما را از ما شكنجهاى سخت خواهد رسيد . » ( اگر معناى رجم همان سنگسار باشد ) چه عذاب دردناكى بالاتر از آن است ؟
شايد آنان را تهديد به قتل به بدترين و دردناكترين صورت كردند .
[ 19 ] پاسخ متقابل رسولان آرامش به حق ، و اطمينان به يارى خدا بود ، زيرا خوار و خفيف نشدند و غمگين نگشتند ، بلكه حقايق را بىپرده و بدون به كار گرفتن الفاظ خوشايند بيان كردند .
«
قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ
- گفتند : شومى شما با خود شماست . » شومى آن قوم در نفوس منفى باف ، و لجاجت و عناد ، و طرفدارى از باطل ، و در اعمالشان بود كه مصائب را به سوى آنها كشاند . آيا ويروس در پيكر بيمار قرار دارد يا در سخن پزشك ؟ آيا كسى را كه ديگرى را از چاهى كه در راهش كندهاند بر حذر مىدارد ، ديدهاى ؟ آيا خطر در پرهيز دادن نهفته شده يا در بىخبرى و غفلت رهسپار ؟
اجتماع فاسد در لبهء پرتگاه راه مىرود ، و هر لحظه خطر تهديدش مىكند ، شومى آن اجتماع همان طبقاتى بودن ، و ظلم افراد آن به يكديگر ، و اسرافكارى آن اجتماع است ، نه در دعوت بيم دهندگان و هشدار گويان .