زيرا عيسى آن دو را به اذن خدا ، يا چه بسا به فرمانى مستقيم از سوى خدا فرستاده است ، و در نتيجه آن دو رسولان از جانب خدا بودهاند .
«
فَكَذَّبُوهُما
- پس تكذيبشان كردند ، » با آن كه برخى از مردم بدان دو رسول ايمان آوردند - همچون راستگوى راست كردار ، حبيب نجّار كه از دور دست شهر آمد تا قوم خود را هشدار دهد - / 109 امّا اكثريّت مردم آن دو رسول را تكذيب كرده بودند ، زيرا اين سخن بر آنها راست و درست درآمده بود .
«
فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ
- پس با سوّمى نيروشان داديم . » خدا دين حق خود را به وسيلهء رسول سوّم ، كه گفتهاند : وى شمعون وصىّ عيسى بود ، نيرو بخشيد .
«
فَقالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ
- و گفتند : ما به سوى شما فرستاده شدهايم . » سياق مطلب به رواياتى كه مىگويد نشانههايى همچون شفاى كور و زنده كردن مردگان به دست آن رسولان نمايان شده اشارهاى نمىكند . آيا اين امور ضرور نبوده ، يا مردم از خلال گفتهها و حقايقى كه رسولان كسان را بدان دعوت مىكردهاند ، يا از خلال رفتار و استقامت ايشان به راستى و درستى آنها پىبردهاند ؟
يا از اين روى كه ظهور آيات و معجزات بر دست رسولان سنّتى است كه نيازى به تفصيل و بيان ندارد ؟
شايد آن قوم نخست دل آگاه بودهاند ولى شيطان آنها را گمراه كرده بوده ، و دعوت رسولان براى يادآورى حقايقى بوده كه پيش از آن بدانها ايمان داشته بودند و نيازى به آوردن نشانهها و معجزات تازه نبوده است ، و خدا داناست .
[ 15 ] امّا شبههء قوم آن رسولان در اين نكته خلاصه مىشود كه چگونه خدا بشرى را به عنوان رسول و پيام آور خود مىفرستد و در نتيجه چرا در حالى كه شما نيز همانند ماييد ، ما از شما فرمان بريم ؟
«
قالُوا ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
- گفتند شما انسانهايى همانند ما هستيد ، »