تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
پيشين سوّمين رسول را ( كه شايد وصىّ او شمعون بوده باشد ) بفرستاد . وى به پادشاه نزديكى جست تا پادشاه او را از خاصّان خود ساخت . آن گاه وى دربارهء آن دو رسول با شاه سخن گفت و از او خواست كه حجّت آن دو را بشنود ، پس چون دليل خود را با شفاى كور مادرزاد و زنده كردن مردگان ابراز كردند ( آن جا كه پسر شاه يا پسر يكى از نزديكان او هفته‌اى پيش مرده بود و به دعاى آن دو زنده شد ) ، پادشاه و برخى از قوم او ايمان آوردند ، / 108 امّا اكثريّت با كسانى بود كه تكذيب مىكردند و خدا همه را با بانگى شديد و ناگهانى هلاك كرد . اختلاف ظاهر ميان روايات تفسيرى كه مىگويد آن پادشاه ايمان آورد ، و ظاهر آيه كه از هلاكت آن قوم خبر مىدهد ، بدين سان رفع مىشود كه ايمان آن پادشاه - بر حسب روايتى كه فخر رازى نقل كرده - در طبقات كافر قوم او تأثيرى نداشت ، و از اين رو خدا بر آنها عذاب نازل كرد ، و خدا داناست . [ 14 ] اين فهم نيست كه جزئيّات داستانهاى قرآنى را بدانيم ، بلكه مهمّ اين است كه در جوانبى كه پروردگارمان ما را از آنها خبر مىدهد بينديشيم و تدبّر كنيم ، زيرا اين جوانب است كه به ما سود مىرساند ، و سنّتها و روشهاى خدا را در اين موارد هم چنان كه بر پيشينيان گذشته بر ما نيز جارى مىسازد . بدين سان آن بىخبران دو تن از رسولان را تكذيب كردند ، و خدا دين خود را به وسيلهء سوّمين فرستاده نيرو بخشيد و تقويت كرد . «
إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ
- نخست دو تن را به نزدشان فرستاديم ، » آيا آن دو فرستادگانى مستقيما از سوى خدا بودند ؟ يا از سوى مسيح روح اللَّه - عليه السّلام - چنان كه تاريخها روايت مىكنند ؟ و در اين صورت چگونه پروردگار سبحان ما مىگويد : « أرسلنا - ما فرستاديم » ؟ شايد آن دو فرستاده دو پيامبر بودند - همچون هارون با موسى ، و يحيى با عيسى - جز اين كه فرمانبردارى از عيسى - عليه السلام - از آن جا كه عيسى از پيامبران اولى العزم است ، بر آن دو واجب بوده است . شايد رسول عيسى - عليه السلام - نزد خدا نيز رسول محسوب مىشود ،