حرص و دنيا نباشد ) كوشش مىكند كه خير و صلاح تو را بگويد ، و اگر دوست صميمى تو باشد كتمان اسرار تو را مىنمايد و با رعايت اين امور مشورت تمام و نصيحت كامل مىشود » .
و نيز امام صادق ( عليه السلام ) در خبر سليمان بن خالد مىفرمايد
: « استشر العاقل من الرجال الوَرَع فإنّه لايأمر الّا بخير ؛ « 1 »
مشورت كن با شخص عاقل متدين كه از خدا مىترسد ، زيرا او امر نمىكند مگر به خير » .
البته اين قبيل روايات زياد است .
نتيجه بحث اين است كه قوانين مملكتدارى و برقرار نمودن نظام عادلانه بين مسلمين را خداوند تبارك و تعالى بيان فرموده ، بنابراين مجلس قانونگذارى به آن شكلى كه مرسوم است در حكومت اسلامى نيست و براى كارهايى كه صلاح و فساد آن معلوم نيست مشورت را تشريع نموده ، آن هم با افراد خاصى نه عامه مردم .
و حاكم اسلامى را هم خود شارع مقدس اسلام تعيين نموده ، آن هم مجتهد متدين مطلع از امور و باارادهاى كه به دنيا و مافيها بهنظر حقارت مىنگرد و همّى جز رفاه مسلمين و برقرار نمودن نظام عادله ندارد و مطلع از زمان ، مكان ، آگاه به امور سياسى ، اقتصادى ، نظامى ، اجتماعى مىباشد .
حكومت اسلامى بر دو اصل حُريّت و مساوات استوار است
حكومت اسلامى بر خلاف جميع اقسام حكومتهاى موجود جهان بهعنوان ولايت و امانتدارى است و اساس آن روى دو اصل است : حريت و آزادى آحاد ملت از قيد بندگى حكام و مساوات آنان با يكديگر و با شخص والى و حاكم در جميع امور عامه و احكام و قوانين مملكتدارى . و از آثار آن دو اصل ، حق مراقبت داشتن ملت و مسؤوليت حاكم و متصدى امر است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 602 .