به او اقتدا مىكند در اعمال و رفتار ، و او چراغ راهش مىباشد ، هر آينه امام شما اكتفا نموده از مال دنيا به دو پيراهن كهنه و از طعام دنيا به دو قرص نان ، البته شماها نمىتوانيد مانند من عمل كنيد و لكن يارى كنيد مرا به خيانت نكردن به اموال عمومى و زيادهروى نكردن » و باز در همين نامه بعد از جملاتى مىفرمايد : آيا من قانع بشوم به اينكه به من بگوييد اميرالمؤمنين ؟ در حالى كه شريك مردم در گرفتارىهاى روزگار نباشم يا پيشواى آنها در زندگانى سخت و ناراحتكننده نباشم ؟ نه من خلق نشدم تا آنكه از طعامهاى لذيذ دنيا مانند چهارپايان بخورم .
و از اين قبيل روايات به حدى زياد است كه اگر نگاشته شود خود نيازمند تأليف مستقلى است .
سيره پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله )
و آنچه مورد اهميت است رفتار خود پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) در زمان حكومت خويش است كه در جميع امور و موارد رعايت اين دو اصل و ركن اساسى را مىفرمود . براى نمونه دو سه مورد كه بر حسب تواريخ و روايات از مسلمات است و مرحوم آيتالله نائينى نيز در تنبيهالامه ذكر نموده است نقل مىكنيم :
1 . قبل از بعثت حضرت رسول ( صلى الله عليه وآله ) زينب دختر آن بزرگوار به حسب ميل خديجه به ابىالعاص كه خواهرزاده خديجه بود شوهر داده شد ، پس از هجرت در جنگ بدر ابىالعاص اسير شد ( در جنگ اگر مشرك اسير شود ، يا كشته مىشود يا بايد فديه بدهد ) مسلمانان به واسطه آنكه تحت فشار مالى بودند اخذ فديه را اختيار نمودند ، زينب زن ابىالعاص كه در مدينه بود براى آزادى شوهرش گردنبند قيمتىاى را كه از مادرش به ارث برده بود فرستاد و
پيغام داد چنانچه مسلمين موافقت كنند اين گردنبند را بهعنوان فديه قبول كنند ، ابوالعاص آزاد شود . پيغمبر با ديدن گردنبند به گريه افتاد و مسلمانان هم آن را قبول كردند و ابوالعاص آزاد شد . رسولالله ( صلى الله عليه وآله ) به ابىالعاص